تبليغاتX
روانشناسی- اعتیاد
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد

هر موقعيتى که در زندگى و کار به دست آورده‌ايد، نتيجه انتخاب‌هايى هست که قبلاً کرده‌ايد. با وجودى که نيروهاى بيرونى و خارج از اراده ما وجود دارند که بر زندگى ما تأثير مي‌گذارند امّا هنوز نحوه واکنش شما به آن‌ها در اختيار خودتان است و همين نحوه واکنش است که تعيين کننده پيشرفت يا عقب ماندگى است.
در زير، هفت تصميمى که به شما کمک می‌کنند تا زندگى و کار خود را شکل بهتر يا بدترى بخشيد، آورده شده‌اند. البته انتخاب‌هاى بسيار بيشترى نيز وجود دارند امّا آنچه در زير آمده است تاثير عميقى بر اين دارد که شما خودتان زندگيتان را بسازيد و شکل دهيد يا اين که اجازه دهيد زندگى شکل و فرم شما را تعيين کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/24ساعت 18:12  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

۱. کلامتان را پاک کنید
با صداقت صحبت کنید. فقط همان چیزی که منظورتان هست را بگوئید. از به کار بردن کلمات و عبارات علیه خودتان و نیز شایعه‌سازی درباره دیگران خودداری کنید. از قدرت کلامتان در مسیر راستی و عشق استفاده کنید.
2. هیچ چیز را شخصی نگیرید
هیچیک از کارهایی که دیگران می‌کنند به خاطر شما نیست. آنچه دیگران می‌گویند یا انجام می‌دهند بازتاب واقعیت و خیال خود آن‌هاست. هنگامی که از عقاید و اقدامات دیگران در امان باشید، قربانی درد و رنج بی‌خود و غیرضروری نخواهید شد.
3. براساس فرضیات عمل نکنید
این جرئت را پیدا کنید که سوال بپرسید و آن چیزی که واقعاً می‌خواهید را بیان کنید. برای جلوگیری از درک نادرست و به دنبال آن، ناراحتی و استرس، با دیگران با وضوح و روشنی هر چه بیشتر ارتباط برقرار کنید. اگر همین یک کار را بکنید می‌توانید به طور کامل زندگی خود را تغییر دهید.
4. همیشه بهترین کاری که می‌توانید را انجام دهید
بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید از یک لحظه به لحظه دیگر تغییر می‌کند. مثلاً وقتی سالم باشید یک چیز است و وقتی بیمار باشید چیز دیگر. تحت هر شرایطی، بهترین کاری که می‌توانید را انجام دهید و بدین ترتیب از خودداوری، پشیمانی، افسوس و سرزنش خود در امان خواهید بود.

نوروزتان مبارک. انشاالله که سال خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 7:31  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

حيوانات به سادگى به ما نشان می‌دهند که چطور می‌توان «محدوديت‌هاى ذهنی» تحميل شده را پذيرفت. «کک»، «فيل» و «دلفين» مثال‌هاى خوبى هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 21:32  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نام‌هاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او می‌رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 21:17  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

جينى دختر کوچولوى پنج ساله زيبا و باهوشى بود ...
يک روز که همراه مادرش براى خريد به مغازه رفته بود، چشمش به يک گردن‌بند مرواريد بدلى افتاد که قيمتش ٥/٢ دلار بود، چقدر دلش اون گردن‌بند رو می‌خواست. پس پيش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن‌بند رو براش بخره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 10:2  توسط محمد رضا حاجیلو  |