|
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد
|
|
|
|
||||
|
از تمامی دوستان و عزیزانی که به نوعی نسبت به من اظهار لطف داشتند صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم. خیلی خیلی ممنون و متشکر. سالی سراسر موفقیت و شادکامی را در پناه خدا، در زیر سایه مقدس و عزیز آقا صاحب الزمان، در کنار خانواده گرامی از خداوند بزرگ خواهانم. همیشه موفق و سربلند باشید. تقدیم به همه یاران جانی: دلا یاران سه قسمند گر بدانی زبانی اند و نانی اند و جانی به نانی نان بده از در برانش تفقد کن به یاران زبانی ولیکن یار جانی را نگهدار به جانش جان بده تا می توانی |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معلّم يک کودکستان به بچههاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام يک کيسه پلاستيکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهايى که از آنها بدشان میآيد، سيبزمينى بريزند و با خود به کودکستان بياورند. نتيجه اخلاقى داستان |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در آستانه هر سال نو، بسیاری از مردم تصمیم میگیرند که در رفتار و عادتهای خود تغییر به وجود آورند و هر سال، اغلب این تصمیمات عملی نمیشود. این امر به دلیل کمبود تمایل یا علاقه افراد به یک زندگی بهتر نیست بلکه به خاطر این واقعیت است که تغییر، کار پیچیده و دشواری است. عادتهای ما با شخصیت و وجودمان عجین میشوند و ما به طور خودکار و بیاراده آنها را انجام میدهیم. در نتیجه، تغییر دادن آنها به تلاش مستمری نیاز دارد تا یک عادت تازه در وجود ما شکل بگیرد و پایدار گردد. این مقاله به شما کمک میکند تا انتظارات، نگرشها و روشهای خود در مورد تغییر را به نحوی اصلاح کنید که به نتایج ماندگار و پایداری دست یابید. به «هدفها» فکر کنید نه «تصمیمها» ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خانم کارن هورنای ( Karen Horney )، نظریهپرداز معروف روانکاوی، ارائهدهنده یکی از معروفترین نظریهها در زمینه روانرنجوری است. او معتقد است که علّت روانرنجوری ناشی از اضطراب، روابط بین افراد و روابط اجتماعی است. براساس نظریه او، راهبردهایی که افراد برای انطباق و کنار آمدن با اضطراب به کار میبرند، بر اثر استعمال بیش از حدّ، به نیازهای روانرنجورانه بدل میگردند. خانم کارن هورنای در کتاب معروف خود به نام خودکاوی که در سال 1942 نوشته است، 10 نیاز روانرنجورانه را به شرح زیر فهرست کرده است: 1- نیاز روانرنجورانه به تأیید و پذیرش
این نیازها شامل تمایل به دوست داشته شدن، خوشحال کردن دیگران و بر آورده ساختن انتظارات دیگران است. افرادی که این نوع نیاز را دارند در مقابل انتقاد یا نفیشدن فوقالعاده حساسند و از خشم یا دشمنی دیگران میترسند. 2- نیاز روانرنجورانه به شریک زندگی که همه مسئولیتها را به عهده گیرد 3- نیاز روانرنجورانه به محدود کردن زندگی در یک حاشیه باریک ۴- نیاز روان رنجورانه به... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱)رابطه ای كه در آن بیش از آنچه به شما عشق می ورزند، عشق می ورزید. در یك رابطه، هنگامی كه فقط یكی از طرفین در اكثر اوقات از لحاظ روحی تعقیب كننده و دیگری تعقیب شونده میباشند، سالم نبوده و از تعادل خارج شده و محكوم به شكست خواهد بود. 2) رابطه ای كه در آن بیش از آنچه كه شما عشق می ورزید، به شما عشق می ورزند. در چنین رابطه ای كه قلبتان را بطور كامل در طبق اخلاص نگذاشته اید، هیچگاه احساس رضایت نخواهید داشت. 3) رابطه ای كه در آن شیفته توانایی های بالقوه نامزد/همسر خود می باشید. داشتن... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر کودک با نکوهش و انتقاد بزرگ شود، محکوم کردن را می آموزد. اگر کودک با دشمنی و خصومت بزرگ شود، جنگیدن را می آموزد. اگر کودک با ترس و اضطراب بزرگ شود، بیمناک و نگران بار می آید. اگر کودک با ترحم و دلسوزی بزرگ شود، متاسف و بدبخت بودن را می آموزد. اگر کودک با تمسخر و ریشخند بزرگ شود، خجالتی بار می آید. اگر کودک با حسادت و چشم و هم چشمی بزرگ شود، حسود بار می آید. اگر کودک... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رهاکردن کهنه بسیاردشوار است اما نو، زمانی به دنیامی آید که کهنه کنار رفته باشد پذیرفتن نوها و تازه هابسیار دشوار است زیرا نو، نو است و ما به نو مانوس نیستیم نو، غریبه است و ما در باطن خویش از غریبه ها بیمانک هستیم و می ترسیم اما نو دوست داشتنی است. این را باید بدانیم در غیر اینصورت، امید به رشد و بالندگی ما نمی ماند ... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعدالظهر یک ساعت روی تخت خود بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقی اش روی تخت بخوابد. آنان ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند. از خانه، خانواده، دوستان و خلاصه همه چیز. هر روز بعداظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی را که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقی خود توصیف می کرد. بیمار دیگر در این مدت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت. این پنجره رو به یک پارک بود با دریاچه ای زیبا، مرغابی ها و قوها که در دریاچه شنا می کردند. درخت های کهن سال به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بودند. هر روز همانطور که مرد کنار پنجره جزئیات را تعریف می کرد، مرد دیگر چشمان خود را می بست و این مناظر را در ذهن خود تجسم می کرد. یک روز که پرستار برای تعویض ملحفه ها به اتاق آنها رفت با جسم بی جان مرد کنار پنجره روبرو شد. مرد دیگر خواهش کرد که تخت او را به کنار پنجره منتقل کند.بعد از اینکه اینکار انجام شد، مرد خود را با زحمت به کنار پنجره کشاند تا برای اولین بار خود دنیای بیرون را تماشا کند. او وقتی پرده پنجره را کنار زد ناباورانه با دیوار خالی روبرو شد. آری دوست او در تمام این مدت فقط تصویر آن پارک را در ذهن خود دیده بود و برای هم تختی خود به تصویر کشیده بود. براستی آیا ما دربیشتر زمانها، سعی نمی کنیم تصویر پارک را به صورت یک دیوار خالی ببینیم؟ |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مطلب امشب خیلی سنگین و در ضمن مهم است خواهشمند است سعی نکنید، بالاخره یک مورد برای اضطراب خود پیدا کنید.(با دیده بیماری به خود نگاه نکنید) در کل هدف این نیست که اضطراب روزمره خود را ارزیابی کنیدو به آن نمره بدهید. اگر اضطراب شما خفیف بود و نامعقول و فلج کننده نبود با آن سازگار شوید و به دستورات آن گوش دهید، و زندگی بیرونی خود را مطابق با آن تغییر دهید . اما اگر شدید و نامعقول بود و شما را از زندگی روزمره ساقط کرد همین الان در جهت رفع کاهش آن اقدام کنید.اضطراب روزمره شدید گاهی کاملا تغییر پذیر است به شرطی که علت ژنتیکی و جسمی نداشته باشد. رفتار درمانی اگر بصورت درست و منظم اجرا شود می تواند اضطراب را کاهش دهد .این تغییر با دوام نیز است فقط شرط اصلی را فراموش نکنید مشکل جسمی یا ژنتیکی وجود نداشته باشد. اضطراب چیست: همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه میکنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنشزا مضطرب میشوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است. علائم و نشانه های اضطراب: -عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن انواع اضطراب: اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آيا شما هم جزء افراد فراموشكار هستيد؟ آيا مي توانـيـد نام عناصر درس شيمي را بياد آويد؟و يا اينكه تاريخ اولين برخورد با همسرتان را بخاطر مي آوريد؟ مسلما خير. اين بدليل آن است كه حافظه بصورتي انتخابي عمل ميكـنـد.برخي از مسائل را بدليل اهميت بيشتر آسانـتـر از بـقـيـه به ذهن مي سپاريم. اما مغز قابليت بخـاطـر سپـردن هـرموضوعي را داشته و فقط به كمي تمرين و ممارست نياز دارد.در ادامه مقاله با روشهاي بهبود حافظه آشنا خواهيد شد. مسئله: بجاي پرداختن و وارد شدن به مطالب پيچيده روانشناسي در زمينه حافظه كوتاه مدت و بلند مدت، بيايد فقط قرار بگذاريم ديگر مسائلي كه نبايد فراموش مـي كرديـم را از قـلـم نيندازيم. براي مثال هر كسي، شايد بجز معلم شيميتان، شما را به خاطر بياد نياوردن فرمول يك ماده خاص خواهد بخشيد. با اين حال ممكن است بخصوص هنگامي كه در تخت خواب خود مچاله شده ايد بدليل بخاطر نياوردن تلفن نامزد خود كلافه و پريشان شويد. در زير مواردي را كه بايد سعي در بذهن سپردن آنها نماييد، آورده شده است:
بياد نياوردن موارد فوق عمدتا نتيجه مبذول نداشتن توجه كافي مي بـاشد. اگـر بـرايـتان مهم بود هيچگاه فراموش نمي كرديد. ( اين جمله اي است كه مـعمـولا نـامـزدم بـه مـن ميگويد ) دفعه بعد كمي بيشتر سعي و دقت كرده و ببينيد تا چه اندازه بيشتر موفق تـر خواهيد شد. همچنين مخشص كنيد كه كدام حافظه را دارا ميباشيد: بصري يا سمعي. وقت پاسخ اين سؤال معلوم گرديد در موقيتي بهتر براي بهبود حافظه خود قرار خواهـيـد گرفت. راه حل: در اين قسمـت نـكاتـي مهم جهت بهبود مهارتهاي به ذهن سپردن مسائل خاطر نشان شده است:
ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با افزایش گرفتاریهای زندگی و استرس که افراد در جوامع ماشینی امروزه با آن دست به گریبانند، معمولاً مواد غذایی کافی به بدن نمیرسد و این به نوبه خود دوباره باعث افزایش سطح استرس و بسیاری مشکلات دیگر میگردد و این دور باطل همچنان در حال تکرار شدن است. در این مقاله ما شما را با 10 دستورالعملل ساده برای تغذیه مناسب و تأمین یک رژیم غذایی سالمتر برای خود، حتی در شرایطی که تحت استرس قرار دارید، آشنا میکنیم. پس از چند هفته، آنها به صورت عادت برایتان در میآیند و دیگر حتی نیازی به فکر کردن درباره تغذیه مناسب هم نخواهد بود. و شما تفاوت را هم در بدن و هم در سطح استرس خود احساس خواهید کرد.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
امروزه، استرس فزاینده، سلامتی، شادمانی و سایر جنبههای زندگی بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار داده است. در واقع، تخمینزده میشود که بیش از 90 درصد مشکلات سلامتی که باعث مراجعه مردم به مطب پزشکان میشود، به نوعی به استرس ارتباط دارد. با وجود این، در حالی که تقریباً همه از افزودن عادتهای سالم به سبک زندگی خودسود خواهند برد، امّا شروع یک عادت جدید، سختتر از آنی است که به نظر میرسد، به ویژه اگر از نظر کاری سرتان خیلی شلوغ باشد و یا دچار استرس بیش از حدّ باشید. گامهای زیر به شما کمک میکند تا نیت و قصد خود را از داشتن سبک زندگی سالمتر و شادتر و با استرس کمتر به واقعیت برسانید.
برخی از فعالیتهای سالم و خوبی که میتوانی
د به همراه یک دوست انجام دهید عبارتند از:
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
اخیرا تعدادی از رستورانها تبلیغ خود را به این صورت تغییر داده اند که غذا را مطابق با شخصیت مشتریان تهیه می کنند. این تبلیغ نشان می دهد که همه نیاز داریم از همنوعان خود متفاوت باشیم و بر چسبی به خود بزنیم که ما را آنطور که هستیم تعریف کند. همچنین، تبلیغ اخیر بر این واقعیت استوار است که اکثر مردم می خواهند ویژگیهای آنها را مورد احترام قرار گیرد. تحقیقات نشان می دهد که تنها توجه استاد به نام و نام خانوادگی دانشجویان، موجب می شود که آنها بهتر کار کنند و انگیزه پیشرفت بیشتری داشته باشند. آگاهی از فردیت خود موجب می شود که برای تعریف کردن خود تلاش می کنیم. برخلاف آنچه بعضی تصور می کنند، آگاهی از خود کار دشواری است. مراجعه به طالع بینان، فالگیران و کسانی که از خود ما خبر می دهد همه حکایت از این دارد که مردم شیفته آگاهی یافتن از خود هستند. خود عبارت است از مجموعه ویژگیهای فردی است که تفاوت فرد از دیگران یا شباهت های او به دیگران را بیان می کند. سه بعد خود: من کیستم؟ چگونه خودم را ارزیابی می کنم و چگونه خودم را به دیگران معرفی می کنم(خود پنداره). خود پنداره به صورت مجموعه باورهایی که شخص درباره خود دارد تعریف می شود. (عزت نفس)عبارت است از ارزیابی شخصی از ویژگیهای خاص خود. بنابراین خیلی ساده می توان گفت که عزت نفس یعنی احساسی که فرد نسبت به خود دارد. سومین بعد خود به روابط بین خود و رفتار مربوط می شود. شیوه ای که من خودم را در نظر می گیرم، تصویری به وجود می آورد که آن را به دیگران ارائه می دهم. همچنین نقش های متفاوتی که به خودم نسبت می دهم، همان هایی است که به دیگران عرضه می کنم. چیزی که ( معرفی خود یا ارائه خود)نامیده می شود. ساخت خود و تغییر شکل آن: به نظر روانشناسان اجتماعی خود بر صفات ذاتی فرد استوار نیست، بلکه به تدریج و با سوگیری کنشهای متقابل با محیط استوار است. منظور این است که محیط به فرد شکل می دهد. بدین معنی که اگر زادگاه و محل زندگی شما جای دیگری بود شخص کاملا متفاوت از حالا بار آمده بودید. یک نکته اصلی را نباید فراموش کرد: درک واکنش های دیگران در مقابل رفتار خودمان یعنی اینکه من همان کسی هستم که خیال می کنم دیگران از من در ذهن خود دارند. بنابراین ریشه خود در مشاهده واکنش های دیگران نسبت به رفتارهای ماست. اثر دیگری نیز به آن اضافه می شود و آن مشاهده رفتارهای خودمان است و می توان گفت: مشاهده خود با من یعنی من خودم را مطالعه می کنم. حال شما بگویید چه تصویری از خود دارید؟ |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عامل بسیار موثر برای افزایش اعتماد بنفس، ارتباط با خداست. کسی که از خدا حمایت می طلبد، پشتوانه بسیار عظیمی را احساس می کند. کمک خواستن از خدا یعنی بهره گرفتن از کل نیروی طبیعی و ماورای طبیعت. کسی که از عظیم ترین نیروی هستی بهره می برد و او را به یاری می طلبد، حتی توانایی جابجا کردن کوه ها را در خود حس می کند. اعتقاد و هدایت از خدا توانایی شما را خدا گونه می کند. اعتماد بنفس که از ارتباط با خدا ناشی شود قدرتی خدا گونه دارد و در غیر اینصورت به خود محدود می شود.خود شما به تنهایی ضعیف و ناتوان هستید و این ناتوانی با بهره گرفتن از قدرت و لطف الهی به توانایی عظیم مبدل می شود. آن مرد عرب را به یاد آورید که از پیامبر پرسید که چه کنم تا از دشمنان به من آسیبی نرسد. پیامبر فقط به او فرمود: به خدا توکل کن. وقتی شما به خدا توکل کنید، آن نیروی عظیم را در خود حس می کنید و از قدرت و اعتماد به نفسی سرشار بهرمند می شوید که هرگونه ترس از شکست را در شما می کشد و از بین می برد . با خدا در ارتباط باشید و به او توکل کنید . از او یاری بخواهید و هر روز صبح با خود بگویید: امروز به خدا توکل می کنم و اداره عالی امور را به خدا می سپارم. ای روزگار هر چه از دستت بر می آید کوتاهی نکن زیرا من خدا را دارم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احتمالا قسمت عمده ای از زندگی شما نیز صرف یک کار می شود. فرق میان اشتغال به شغلی که شما به دنبالش بودید و شغلی که صرفا به خاطر اجبار به آن مشغولید، می تواند همان اختلاف میان زندگی رضایت بخش و کامروا یا زندگی شاق و خفت بار باشد. موضوع کار دلبخواه در برابر کار اجباری در بسیاری از حوزه های زندگی شما اهمیت دارد، اما بندرت با اهمیت تر از زمینه اشتغال است. هر شغل از پیچیدگیهایی برخوردار است و نه تنها تکلیف لازم برای آن، بلکه عواملی چو درآمد و سایر منافع، نظارت، ارتباط با همکاران، فرصتهای ارتقای شغلی، شرایط کاری، و احترامیی که به خاطر انجام آن کار از سوی دیگران دریافت می کنید، در آن دخیل هستند. احساس رضایت ما از هر کدام از این عوامل و سایر موضوعها در خشنودی شغلی کلی ما نقش دارند. ما در اینجا به سه نظریه در زمینه رضایت شغلی اکتفا می کنیم: نظریه فرایند مقایسه: بر اساس این نظریه، انسانها تصورات خود را در خصوص آنچه از جنبه های مختلف یک کار عاید آنها می شود، با معیارهای مربوط به آنچه باید بدست آورند ، مقایسه می کنند. به عنوان مثال: هر کس در مورد درآمدی که باید از کار خود داشته باشد تصوراتی دارد، اگر عایدات او کمتر از این معیارها باشد احساس ناخوشنودی می کند. نظریه عدالت: بنا براین نظریه، یکی از معیارهایی که افراد به وسیله آن درباره شغل خود قضاوت می کنند نسبت کوشش و پاداشی است که سایرین از همین شغل نصیبشان می شود. اگر شما به همان سختکوشی سایر اشخاصی باشید که در دور و برتان هستند و به همان پاداشها دست یابید، احساس رضایت خواهید کرد، اما اگر به همان میزان سخت کوش باشید ولی درآمدتان کمتر باشد، شما احساس ناخوشنودی خواهید کرد. نظریه نفوذ اجتماعی: بر طبق این دیدگاه، خشنودی شغلی تا حدود زیادی تحث تاثیر کسانی است که در اطراف ما زندگ می کنند. اگر همکاران ما خشنود باشند ما نیز احتمالا خشنود خواهیم بود. اگر همکاران ما ناراضی باشند، ما نیز همین احساس را خواهیم داشت. پس نتیجه می گیریم خشنودی و ناخشنودی از شغل آنقدر ها هم در شادابی، خوشحالی و احساس رضایت ما از زندگی بی تاثیر نیست. اگر واقعا از کار فعلی ناراضی هستیم همین امروز باید در جهت تغییر آن اقدام کنیم. البته بقول قدیمی ها : باید اول چاله را کند بعد منار را دزدید. سه روش برای افزایش رضایت شغلی: مطلب بعدی را حتما پیگیری کنید.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دیروز مطلبی بسیار جالب و برگزیده از عبید زاکانی خواندم که خواستم برای استفاده شما دوستان عزیز در وبلاگ بگذارم. فقط برای اینکه حجم مطلب زیاد بود، بقیه آن را در صفحه بعد نوشتم اگر توانستید حتما بخوانید و استفاده کنید. کما فی السابق هم نظر یادتان نرود. موش و گربه اگر داری تو عقل و دانش و هوش- بیا بشنو حدیث گربه و موش بخوانم از برایت داستانی- که در معنای آن حیران بمانی *** ای خردمند عاقل و دانا- قصه موش و گربه برخوانا قصه موش و گربه منظوم- گوش کن همچون در غلتانا ....... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زندگی سراپا شوق و شور و شادی است. شادی نیاز به جستجو ندارد، همین دور برهاست و آنقدر به ما نزدیک است که به خاطر بیش از حد نزدیک بودنش قابل دیدن نیست. شاد زیستن، شادمانه از زندگی لذت بردن، به غم و غصه خندیدن و از لحظه به لحظه زندگی لذت بردن و برای تک تک این لذت ها و زیبایی ها از اعماق وجود هورا کشیدن حق هر انسانی است. اگر شما نمی توانید براحتی سهم شادی و خوشحالی خود را از لحظات شبانه روز خود بگیرید، اصلا نگران باشید. هرکدام از شش نسخه زیر معجزه می کند و می تواند شادی و نشاط را به زندگی شما بیفزاید.اگر آماده هستید شروع کنید: 1- شادی یک انتخاب درونی است و در نهایت این شما هستید که آن را انتخاب می کنید. بی دلیل اوضاع و شرایط و کمبود امکانات و امثالهم را دلیل غصه و غم دائمی خود ندانید، حتی در بدترین شرایط هم می توان امیدوار بود. همانطور که خیلی مواقع غم یک انتخاب است، شادی هم بسیاری از اوقات برگه انتخابی است که از سوی شما در مقابل دنیا و اتفاقات آن به زمین کوفته می شود. 2- هنگامی که غم و غصه و ماتم شما را فرا گرفته است و چاره ای جز قبول آن ندارید غم را بپذیرید و مقابل آن نایستید. همراه غم راه نروید و از دریچه غم به دنیا نگاه نکنید. خودتان را کنار بکشید و بگذارید کاروان غم با همه دردهای جانکاهی که همراه دارد از کنارتان بگذرد. حتی اگر می توانید با لبخند و نگاهی مهربانانه دل خسته ای را شاد کنید. 3- شما تنها یک روح مستقل و صاحب اختیار نیستید که حق داشته باشید تمام لذایذ را و شادی های دنیا را فقط برای خودتان بخواهید و برای این کار از جسم خود مایه بگذارید. شما بایدجسم و کالبد خود را هم در شادیهای خود سهیم گردانید و فراموش نکنید روح در این جهان در سراسر این کالبد گسترش یافته است. هرگز سعی نکنید با عذاب دادن به جسم و اندامتان به شادی و نشاط برسید. بهداشت را رعایت کنید، ورزش کنید، غذای مناسب بخورید و هرگز سعی نکنید به روش های غیر معمول خودتان را ظاهرا به آرامش برسانید. 4- پول و مال و منال داشتن بسیار عالی است و می تواند باعث شادی و نشاط شما و هزاران نفر دیگر شود، ولی به شرطی که شادی و نشاط بسته ای نباشد که در آخرین منزل همراه پول و مکنت تقدیم من و تو می شود و ما مجبور باشیم در طول مسیر دائم غمگین و مضطرب باشیم.شادی واقعی شادی در حین عمل است. 5- دل خود را از کینه خالی سازید و همه حتی بدترین مردم را ببخشید و برای آنها از ته دل دعا کنید. در عفو و گذشت لذتی وجود دارد که در کینه و انتقام نیست. 6- شادی انفرادی نیست. هر وقت غمگین شدید، چیزی به کسی ببخشید و دلی را شاد کنید. کلامی محبت آمیز را به انسانی هدیه کنید، گلی برای دوستی بخرید و ... در آخر این را بدانید که: غم یک حالت طبیعی ولی گذراست. بعضی مواقع حق دارد وجود ما را بگیرد. اما هرگز حق ندارد در دل ما منزل کند و اندرون ما جا خوش کند. او باید بیاید و برای مدتی وجود ما را در بر بگیرد تا بتواند ظرفیت شادی و سرور ما را افزایش دهد.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]() موانعی که بر سر راه درمان موفقیت آمیز اعتیاد به مواد روانگردان قرار دارد به موانع اعتیادهای دارویی دیگر شبیه اند. گرچه انگیزش ترک کردن می تواند در آغازبسیار نیرومند باشد ولی برگشت به مصرف آن بزرگترین مشکل است، بویژه در دوره ای که افسردگی و ناتوانی در کسب لذت وجود دارد.
رویکردهای دارویی:
چند راهبرد مختلف با نتایج متفاوت در برنامه های درمانی به کار رفته اند. این راهبردها مواردی از شیوهای رفتار درمانی و دارو درمانی را شامل می شوند. دریک بررسی، سوء مصرف کنندگان مواد روان گردان با دسمتی ایمپرامین، داروی ضد افسردگی که عموما مصرف می شود درمان شدند. این یک کوشش بالینی تصادفی و بیخبری دوسویه بود. هم نمره های مصرف مواد روان گردان و هم اشتیاق ذهنی آن به نحو چشمگیری با درمان کاهش یافتند. مکانیزمهای نهفته در این اثر به طور کامل شناخته نشده اند ولی احتمالا این مکانیزمها به تسکین ملالت همراه با مرحله ترک کوکائین مربوط می شوند.
رویکرد رفتاری
گرچه راهبردهای دارویی میتوانند در دستیابی به پرهیز اولیه داروهای محرک مفید باشند مشاوره و روان درمانی فشرده برای موفقیت دراز مدت اهمیت دارند. یک بررسی بالینی نوید بخش از موفقیت چشمگیر رفتار درمانی ظرف یک دوره بیست و چهار هفته ای خبر میدهد. بیماران وابسته به مواد روان گردان دریک برنامه درمانی سرپایی به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه تحت درمان رفتاری مبتنی بر رویکرد کنترل وابستگی قرار گرفت. ادرار بیماران چند بار در هفته برای سوخت و سازهای مواد بررسی می شد. اگر ادرار منفی بود آزمودنی امتیازهایی دریافت می کرد که به صورت ژتونهایی برای خریدهای آتی اقلام خرده ریز در جامعه ثبت می شدند. تعداد امتیازها با هر نمونه ادار منفی پی درپی افزایش می یافتند، یا چنانچه نمونه ادار آنها مثبت بود کاهش می یافتند. افرادی که برای مدت دوازه هفته در حالت پرهیز می ماندند، می توانستند نزدیک به 1000 دلار کالای خرده ریز خریداری کنند. این سیستم با شیوه تقویت جامعه تکمیل می شد که طی آن همسر، دوست، یا اعضای خانواده در برنامه مشاوره شرکت می کردند. گروه گواه مشاوره سوء مصرف داروهای استانداردی دریافت می کرد که بر الگوی بیماری اعتیاد مبتنی بود. بین این دو گروه از نظر پرهیز مواد روان گردان تفاوت چشمگیری وجود داشت. درصد آزمودنیهای گروهای رفتار درمانی و مشاوره استاندارد که حداقل هشت و شش هفته درحالت پرهیز مداوم قرار داشتند به ترتیب 68 درصد برابر 11 درصد و 42 در برابر 5 درصد بود. این نتایج حاکی از آن است که در دسترس بودن و توجه خاص به پاداشهای دیگر می توانند انگیزش مصرف کننده را برای اجتناب از کوکائین افزایش دهند.
رویکرد یادگیری:
رویکرد درمانی دیگر بر اساس یادگیری اعتیاد قرار دارد. همان گونه که قبلا اشاره شد قرار گرفتن در معرض نشانه های موجود در محیط می تواند اشتیاق را برانگیزد و در افرادیکه حتی مدت طولانی در حالت پرهیز قرار داشته اند موجب برگشت شود. این محرکهای قدرتمند تداعی شده با دارو می توانند تغییرات آشکاری در پاسخهای فیزیولوژیکی نظیر ضربان قلب یا پاسخ برقی پوست ایجاد کنند. زمانی که معتادان بهبود یافته درمعرض محرکهای تداعی شده با مواد روان گردان قرار گرفتند پاسخ فیزیولوژیکی غیر ارادی(کاهش دمای پوست) ایجاد می شد. هدف درمان مبتنی بر الگوی یادگیری ، برطرف کردن این پاسخهای شرطی از طریق مواجهه مکرر با محرکهای مربوط به دارو در محیطی امن و کنترل شده است. با قرار دادن مکرربیمار در معرض یادآورهای مواد روان گردان بدون آنها قاعدتا باید خاموش کردن پاسخهای شرطی( انگیختگی، اشتیاق) که می توانند موجب برگشت شوند، امکان پذیر باشد. پژوهشگران طی مدت پانزده جلسه خاموشی که بیماران در معرض نوارهای کاست و نوارهای ویدیویی محرکهای تداعی شده با مواد روان گردان قرار گرفتند( ساز و برگهای مربوط به دارو) و به مراسم ساختگی می پرداختند( آماده سازی دارو، دست گرفتن سرنگ) توانستند آنها را درمان کنند. درمدت جلسات خاموشی، اشتیاق مواد کاهش یافته بود. با اینکه پاسخهای فیزیولوژیکی نیز درجلسه آخر تا اندازه ای کاهش یافته بودند ولی به طرز شگفت آوری در برابر خاموشی مقاومت می کردند. درمقایسه با گروهای گواه (روان درمانی یا مشاوره استاندارد سوء مصرف دارو) تعداد بیشتری از بیماران به درمان سرپایی ادامه می دادند و نسبت ادرارهای پاک در گروه خاموشی بیشتربود.
بطور خلاصه برای درمان موفق وابستگی به موادروان گردان ابتدا باید چرخه وابستگی قطع شود. در طول مرحله ترک دارو می توان با استفاده از داروهای ضد افسردگی به کاهش افسردگی کمک کرد. رویکردهای درمان رفتاری می توانند انگیزش بیمار را برای ماندن درحالت پرهیز، تقویت کنند. خاموشی اشتیاق شرطی و پاسخهای جسمانی که توسط یادآورهای دارو فرا خوانده می شوند می توانند درمورد اجتناب از برگشت به مصرف دارو بسیار مفید واقع شوند. |
|||||
|
|||||