تبليغاتX
روانشناسی- اعتیاد
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد

از تمامی دوستان و عزیزانی که به نوعی نسبت به من اظهار لطف داشتند صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم. خیلی خیلی ممنون و متشکر.

سالی سراسر موفقیت و شادکامی را در پناه خدا، در زیر سایه مقدس و عزیز آقا صاحب الزمان، در کنار خانواده گرامی از خداوند بزرگ خواهانم.

همیشه موفق و سربلند باشید.

تقدیم به همه یاران جانی:

دلا یاران سه قسمند گر بدانی

زبانی اند و نانی اند و جانی

به نانی نان بده از در برانش

تفقد کن به یاران زبانی

ولیکن یار جانی را نگهدار

به جانش جان بده تا می توانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 17:25  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

معلّم يک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام يک کيسه  پلاستيکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هايى که از آن‌ها بدشان می‌آيد، سيب‌زمينى بريزند و با خود به کودکستان بياورند.
فردا بچه‌ها با کيسه‌هاى پلاستيکى به کودکستان آمدند. در کيسه  بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سيب‌زمينى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا يک هفته هر کجا که می‌روند کيسه  پلاستيکى را با خود ببرند.
روزها به همين ترتيب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکايت از بوى ناخوش سيب‌زمينی‌‌هاى گنديده. به علاوه، آن‌هايى که سيب‌زمينى بيشترى در کيسه  خود داشتند از حمل اين بار سنگين خسته شده بودند. پس از گذشت يک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند.
معلّم از بچه‌ها پرسيد: «از اين که سيب‌زمينی‌ها را با خود يک هفته حمل می‌کرديد چه احساسى داشتيد؟» بچه‌ها از اين که مجبور بودند سيب‌زمينی‌هاى بدبو و سنگين را همه جا با خود ببرند شکايت داشتند.
آنگاه معلّم منظور اصلى خود از اين بازى را اين چنين توضيح داد: «اين درست شبيه وضعيتى است که شما کينه  آدم‌هايى که دوستشان نداريد را در  دل خود نگاه می‌داريد و همه جا با خود می‌بريد. بوى بد کينه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنيد. حالا که شما بوى بد سيب‌زمينی‌ها را فقط براى يک هفته نتوانستيد تحمل کنيد پس چطور می‌خواهيد بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنيد؟»

نتيجه اخلاقى داستان
کينه  هر کسى را که به دل داريد بيرون بريزيد وگرنه بايد آن را تا آخر عمر با خود حمل کنيد. بخشيدن ديگران بهترين کارى است که می‌توانيد بکنيد. ديگران را دوست بداريد حتى اگر آن‌ها شما را دوست نداشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/29ساعت 17:3  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

در آستانه هر سال نو، بسیاری از مردم تصمیم می‌گیرند که در رفتار و عادت‌های خود تغییر به وجود آورند و هر سال، اغلب این تصمیمات عملی نمی‌شود. این امر به دلیل کمبود تمایل یا علاقه افراد به یک زندگی بهتر نیست بلکه به خاطر این واقعیت است که تغییر، کار پیچیده و دشواری است. عادت‌های ما با شخصیت و وجودمان عجین می‌شوند و ما به طور خودکار و بی‌اراده آن‌ها را انجام می‌دهیم. در نتیجه، تغییر دادن آن‌ها به تلاش مستمری نیاز دارد تا یک عادت تازه در وجود ما شکل بگیرد و پایدار گردد. این مقاله به شما کمک می‌کند تا انتظارات، نگرش‌ها و روش‌های خود در مورد تغییر را به نحوی اصلاح کنید که به نتایج ماندگار و پایداری دست یابید.

به «هدف‌ها» فکر کنید نه «تصمیم‌ها»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 8:44  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

خانم کارن هورنای ( Karen Horney )، نظریه‌پرداز معروف روانکاوی، ارائه‌دهنده یکی از معروف‌ترین نظریه‌ها در زمینه روان‌رنجوری است. او معتقد است که علّت روا‌ن‌رنجوری ناشی از اضطراب، روابط بین افراد و روابط اجتماعی است. براساس نظریه او، راهبردهایی که افراد برای انطباق و کنار آمدن با اضطراب به کار می‌برند، بر اثر استعمال بیش از حدّ، به نیازهای روان‌رنجورانه بدل می‌گردند.

خانم کارن هورنای در کتاب معروف خود به نام خودکاوی که در سال 1942 نوشته است، 10 نیاز روان‌رنجورانه را به شرح زیر فهرست کرده است:

1- نیاز روان‌رنجورانه به تأیید و پذیرش
این نیازها شامل تمایل به دوست داشته شدن، خوشحال کردن دیگران و بر آورده ساختن انتظارات دیگران است. افرادی که این نوع نیاز را دارند در مقابل انتقاد یا نفی‌شدن فوق‌العاده حساسند و از خشم یا دشمنی دیگران می‌ترسند.

  2- نیاز روان‌رنجورانه به شریک زندگی که همه مسئولیت‌ها را به عهده گیرد
این متضمن نیاز به متمرکز شدن بر روی یک شریک زندگی است. افرادی که این نوع نیاز را دارند از ترس شدیدی نسبت به رانده شدن از سوی شریک زندگیشان رنج می‌برند. این افراد معمولاً اهمیت اغراق‌آمیزی به عشق می‌دهند و معقتدند که داشتن یک شریک زندگی، تمام مشکلات زندگی را حل خواهد کرد.

  3- نیاز روان‌رنجورانه به محدود کردن زندگی در یک حاشیه باریک
افرادی که این نیاز را دارند ترجیح می‌دهند دور از انظار و بدون جلب توجه کردن باقی بمانند. آن‌ها آدم‌های کم توقعی هستند و زندگیشان محتوای اندکی دارد. آن‌ها از آرزوهای مادّی اجتناب می‌کنند و معمولاً بر نیازهای شخصی خود سرپوش می‌گذارند و استعداد و توانائی‌های خود را دست کم می‌گیرند.

۴- نیاز روان رنجورانه به...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/24ساعت 21:38  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

۱)رابطه ای كه در آن بیش از آنچه به شما عشق می ورزند، عشق می ورزید.

در یك رابطه، هنگامی كه فقط یكی از طرفین در اكثر اوقات از لحاظ روحی تعقیب كننده و دیگری تعقیب شونده می‌باشند، سالم نبوده و از تعادل خارج شده و محكوم به شكست خواهد بود.

2) رابطه ای كه در آن بیش از آنچه كه شما عشق می ورزید، به شما عشق می ورزند.

در چنین رابطه ای كه قلبتان را بطور كامل در طبق اخلاص نگذاشته اید، هیچگاه احساس رضایت نخواهید داشت.

3) رابطه ای كه در آن شیفته توانایی های بالقوه نامزد/همسر خود می باشید.

داشتن...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/21ساعت 21:18  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اگر کودک با نکوهش و انتقاد بزرگ شود، محکوم کردن را می آموزد.

اگر کودک با دشمنی و خصومت بزرگ شود، جنگیدن را می آموزد.

اگر کودک با ترس و اضطراب بزرگ شود، بیمناک و نگران بار می آید.

اگر کودک با ترحم و دلسوزی بزرگ شود، متاسف و بدبخت بودن را می آموزد.

اگر کودک با تمسخر و ریشخند بزرگ شود، خجالتی بار می آید.

اگر کودک با حسادت و چشم و هم چشمی بزرگ شود، حسود بار می آید.

اگر کودک...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/20ساعت 21:22  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

رهاکردن کهنه بسیاردشوار است

اما نو، زمانی به دنیامی آید که کهنه کنار رفته باشد

پذیرفتن نوها و تازه هابسیار دشوار است

زیرا نو، نو است و ما به نو مانوس نیستیم

نو، غریبه است و ما در باطن خویش

از غریبه ها بیمانک هستیم و می ترسیم

اما نو دوست داشتنی است. این را باید بدانیم

در غیر اینصورت،

امید به رشد و بالندگی ما نمی ماند

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/17ساعت 19:47  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعدالظهر یک ساعت روی تخت خود بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقی اش روی تخت بخوابد. آنان ساعت ها با یکدیگر صحبت می کردند. از خانه، خانواده، دوستان و خلاصه همه چیز.

هر روز بعداظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی را که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقی خود توصیف می کرد. بیمار دیگر در این مدت با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون جانی تازه می گرفت. این پنجره رو به یک پارک بود با دریاچه ای زیبا، مرغابی ها و قوها که در دریاچه شنا می کردند. درخت های کهن سال به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بودند. هر روز همانطور که مرد کنار پنجره جزئیات را تعریف می کرد، مرد دیگر چشمان خود را می بست و این مناظر را در ذهن خود تجسم می کرد.

یک روز که پرستار برای تعویض ملحفه ها به اتاق آنها رفت با جسم بی جان مرد کنار پنجره روبرو شد. مرد دیگر خواهش کرد که تخت او را به کنار پنجره منتقل کند.بعد از اینکه اینکار انجام شد، مرد خود را با زحمت به کنار پنجره کشاند تا برای اولین بار خود دنیای بیرون را تماشا کند. او وقتی پرده پنجره را کنار زد ناباورانه با دیوار خالی روبرو شد. آری دوست او در تمام این مدت فقط تصویر آن پارک را در ذهن خود دیده بود و برای هم تختی خود به تصویر کشیده بود.

براستی آیا ما دربیشتر زمانها، سعی نمی کنیم تصویر پارک را به صورت یک دیوار خالی ببینیم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/15ساعت 21:41  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

نکاتی را که باید در زمینه پیشگیری از مواد اعتیاد آور درجامعه رعایت نمود:

* آگاه كردن جامعه از خطرات و مضرات مواد مخدر؛

* تقويت فعاليت هاي جايگزين؛

* افزايش مهارت هاي زندگي ، مانند مهارت حل مشكل،

* مقابله با مشكل و مقاومت در برابر مصرف مواد؛

* ارتقاي فرهنگي؛

مهم ترين شيوه هاي پيشگيري از اعتياد عبارتند از:

پيشگيري اوليه

در اين مرحله، هدف اين است كه تنفر از مواد مخدر و زيان آن ، با فرهنگ اصيل ما آن چنان آميخته شود كه ، جامعه آزمودن آن را همچون آزمودن نيش عقرب بداند. اقدامات و آموزشهاي اقشار آسيب پذير بايد به نحوي صورت گيرد كه افراد هرگز رغبتي به استعمال مواد مخدر از خود نشان ندهند. همانطور كه رغبتي به خوردن مردار ندارند.

پيشگيري ثانويه

درحقيقت بازپروري معتاد است كه بتواند به زندگي عادي قبل از اعتياد برگردد و بازتواني تحقق يابد. اين پيشگيري يا بازپروري موجب مي شود كه آثار و علائم بتدريج كم شود. در نتيجه وابستگي جسماني معتاد در مرحله اول و سپس وابستگي رواني او با به كارگيري شيوه هاي وي‍‍‍ژه از بين برود.

پيشگيري ثالث

براي جلوگيري از معتاد شدن، بايستي با پي بردن به نخستين بار مصرف مواد مخدر ، بلافاصله اقدامات لازم را (با توجه به ويژگيهاي مصرف كننده و شناخت عوامل روي آوري به مصرف مواد مخدر) انجام داد تا از تكرار مصرف وسقوط او به دام اعتياد جلوگيري كرد

براي آن كه برنامه پيشگيري مناسبي براي جمعيت هدف مورد نظر اتخاذ شود. متخصصان پيش گيري به تعريف مجدد رويكرد هاي پيش گيري مبني بر گروه هايي كه برنامه پيش گيري براي آن ها طراحي شده پرداخته اند. آنها به اين  نتيجه رسيده اند كه سه نوع رويكرد مجزاي پيش گيري وجود دارد.

1- پيشگيري جامع يا كلي

اين نوع پيش گيري در واقع در برگيرنده راه بردهايي براي پيشگيري از نشانه هاي اوليه مصرف مواد يا شروع مصرف مواد در جمعيت عمومي است. مثلاً همه دانش آموزان مدارس .

2- پيش گيري برگزيده

در واقع شامل آن نفع راه بردهاي پيشگيري است كه براي گروه هاي هدف يا زير مجموعه هايي از جمعيت عمومي طراحي شده است. مثل بچه هاي والدين مصرف كننده مواد يا تحصيل كنندگان بي بضاعت مدارس.

3- پيشگيري الزامي

راه بردهاي ايجاد شده در اين نوع پيشگيري براي آن دسته از شركت كنندگان برنامه پيشگيري است كه در حال حاضر داراي شواهدي از شروع مصرف مواد يا نشانه هاي پيشرو مصرف مواد هستند، مثل اختلالات رفتار.

نتیجه گیری:

1. تفسیر و تحلیل ما از اعتیاد ، هرچه که باشد، برخورد با معتادان می باید متفاوت با برخورد با عرضه کنندگان مواد مخدر باشد. یعنی اینکه معتاد یک بیمار معمولی  است و باید با او مسئولانه رفتار شود.

2. سعی شود به جای بستری کردن بیماران در بیمارستانها که مستلزم هزینه های زیادی است، بیماران را به صورت سرپایی درمان کنند، ولی پس از درمان از طریق روان درمانی و مشاوره ، با سرویسهای مددکاری، حتماً باید بیماران را پیگیری کرد.

3. معمولاً افراد معتاد با روش درمانی سرپایی نتایج بهتری می گیرند و در کنار خانواده بهتر می توانند اعتیاد را کنار بگذارند.

4. جدید ترین روش پذیرش و درمان معتاد آن است که نخست به درمان جسمی او بپردازند تا وابستگی جسمی به دارو از بین برود و در مرحله دوم درمان از بین بردن وابستگی روانی معتاد است که : این کار از طریق روانپزشک باید انجام شود.

5. خانواده بیمار تا حدّ ممکن باید در درمان بیمار دخالت داده شوند. زیرا مشخص است که بیماری اعتیاد یک عارضه انفرادی نیست و به ویژه بعد از ترخیص ، ادامه درمان و پیگیری ، با حضور افراد خانواده، توصیه و تشویق می شود.

6. کسانی که از ترس قانون یا به وسیله مراجع قانونی، یا با اصرار و فشار خانواده و اطرافیان ، برای ترک اعتیاد ، معرفی شده اند ، نتیجه درمان در مجموع چندان رضایت بخش نیست. بهترین نتایج در کسانی بوده است که با خانواده یا همسرشان برای ترک اعتیاد مراجعه کرده اند.

7.  سعی شود هزینه درمان اعتیاد توسط خود بیمار پرداخت شود،زیرا تجربه ثابت کرده که درمان رایگان چندان موفقیت آمیز نیست.

8. نقش همسران باشعور و باهوش در کنترل و مدیریت بیماران اعتیاد بسیار مهم می باشد.

9. در درمان اعتیاد سعی شود که برنامه های گروهی براساس خودیاری معتادان ، ابعاد تازه ای به توانبخشی این بیماران داده شود.یعنی از افرادی که درمان شده اند در ترک اعتیاد سایرین استفاده شود. این مطلب انگیزه روانی بیمار را افزایش می دهد.

10. برای اکثریت داوطلبان گروه درمانی، ماندن در یک محیط بدون دارو، و در مواجهه با یک گروه انتقادگر مشکل است.

11. یکی از عمده ترین کارها مصاحبه با خانواده بیمار و مصاحبه خصوصی با فرد معتاد می باشد برای شناخت علل و عوامل اعتیاد و اطمینان دادن به او از جهت محرمانه بودن مصاحبه.

12. احترام گذاشتن به فرد بیمار و اجازه دادن به او که به راحتی حرف بزند و احساس خود را بازگو نماید.

13. اطمینان دادن به بیمار جهت مداوای او با حداقل درد و ناراحتی هر چه کمتر.

14. اطمینان خاطر دادن به بیمار که در صورت تصمیم قطعی حتماً موفق به ترک اعتیاد خواهد شد.

15. در مواردی که رابطه فرد با اعضای خانواده یا اطرافیانش مختل باشد، باید به آنها کمک نمود تا  شیوه های ارتباطی خود را بهبود بخشند.

16. بازگوکردن روش های مقابله با سختی های زندگی برای فرد بیمار.

17. از داروهایی که برای ترک اعتیاد استفاده می شود : ترک اعتیاد با متادون ، با کلونیدین و نیز استفاده از ضدّ افسردگیهای سه حلقه ای- آنتی هیستامین ها ، مسکن های معمولی است.

18. نکته بسیارمهم اینکه : در جریان ترک اعتیاد از داروهای کنترل کننده اسهال، (دیفنوکسیلات) و مسکن های کدئین دار و آرام بخش هایی مثل مپروبامات و محرکهای گروه آمفتامینی( که همه اینها خود اعتیاد آورند) نباید استفاده شود.

19. نکته آخر و قابل اهمیت که ترک اعتیاد باید توسط روانپزشک صورت گیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/13ساعت 20:42  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

مطلب امشب خیلی سنگین و در ضمن مهم است خواهشمند است سعی نکنید، بالاخره یک مورد برای اضطراب خود پیدا کنید.(با دیده بیماری به خود نگاه نکنید)

در کل هدف این نیست که اضطراب روزمره خود را ارزیابی کنیدو به آن نمره بدهید. اگر اضطراب شما خفیف بود و نامعقول و فلج کننده نبود با آن سازگار شوید و به دستورات آن گوش دهید، و زندگی بیرونی خود را مطابق با آن تغییر دهید . اما اگر شدید و نامعقول بود و شما را از زندگی روزمره ساقط کرد همین الان در جهت رفع کاهش آن اقدام کنید.اضطراب روزمره شدید گاهی کاملا تغییر پذیر است به شرطی که علت ژنتیکی و جسمی نداشته باشد.

رفتار درمانی اگر بصورت درست و منظم اجرا شود می تواند اضطراب را کاهش دهد .این تغییر با دوام نیز است فقط شرط اصلی را فراموش نکنید مشکل جسمی یا ژنتیکی وجود نداشته باشد.

اضطراب چیست:

همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.

بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد.

علائم و نشانه های اضطراب:

 -عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن
ـ تنش
ـ احساس خستگى
ـ سرگیجه
ـ تکرر ادرار
ـ طپش قلب
ـ بی‌حالى
ـ تنگى نفس
ـ تعریق
ـ لرزش
ـ نگرانى و دلهره
ـ بی‌خوابى
ـ اشکال در تمرکز حواس
ـ گوش به زنگ بودن

انواع اضطراب:

اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد که هر فردى ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/12ساعت 21:23  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

آيا شما هم جزء افراد فراموشكار هستيد؟ آيا مي توانـيـد نام عناصر درس شيمي را بياد آويد؟و يا اينكه تاريخ اولين برخورد با همسرتان را بخاطر مي آوريد؟ مسلما خير. اين بدليل آن است كه حافظه بصورتي انتخابي عمل ميكـنـد.برخي از مسائل را بدليل اهميت بيشتر آسانـتـر از بـقـيـه  به ذهن مي سپاريم. اما مغز قابليت بخـاطـر سپـردن هـرموضوعي را داشته و فقط به كمي تمرين و ممارست نياز دارد.در ادامه مقاله با روشهاي بهبود حافظه آشنا خواهيد شد.

مسئله:

بجاي پرداختن و وارد شدن به مطالب پيچيده روانشناسي در زمينه حافظه كوتاه مدت و بلند مدت، بيايد فقط قرار بگذاريم ديگر مسائلي كه نبايد فراموش مـي كرديـم را از قـلـم نيندازيم.

براي مثال هر كسي، شايد بجز معلم شيميتان، شما را به خاطر بياد نياوردن فرمول يك ماده خاص خواهد بخشيد. با اين حال ممكن است بخصوص هنگامي كه در تخت خواب خود مچاله شده ايد بدليل بخاطر نياوردن تلفن نامزد خود كلافه و پريشان شويد. در زير مواردي را كه بايد سعي در بذهن سپردن آنها نماييد، آورده شده است:

  • اسامي
  • شماره هاي تلفن
  • قيافه ها
  • كارها
  • قرارهاي ملاقات
  • تاريخهاي تولد
  • گفتگوها
  • حقايق ( يا اكاذيب )

بياد نياوردن موارد فوق عمدتا نتيجه مبذول نداشتن توجه كافي مي بـاشد. اگـر بـرايـتان مهم بود هيچگاه فراموش نمي كرديد. ( اين جمله اي است كه مـعمـولا نـامـزدم بـه مـن ميگويد ) دفعه بعد كمي بيشتر سعي و دقت كرده و ببينيد تا چه اندازه بيشتر موفق تـر خواهيد شد. همچنين مخشص كنيد كه كدام حافظه را دارا ميباشيد: بصري يا سمعي. وقت پاسخ اين سؤال معلوم گرديد در موقيتي بهتر براي بهبود حافظه خود قرار خواهـيـد گرفت.

راه حل:

در اين قسمـت نـكاتـي مهم جهت بهبود مهارتهاي به ذهن سپردن مسائل خاطر نشان شده است:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/10ساعت 20:5  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

با افزایش گرفتاری‌های زندگی و استرس که افراد در جوامع ماشینی امروزه با آن دست به گریبانند، معمولاً مواد غذایی کافی به بدن نمی‌رسد و این به نوبه خود دوباره باعث افزایش سطح استرس و بسیاری مشکلات دیگر می‌گردد و این دور باطل همچنان در حال تکرار شدن است. در این مقاله ما شما را با 10 دستورالعملل ساده برای تغذیه مناسب و تأمین یک رژیم غذایی سالم‌تر برای خود، حتی در شرایطی که تحت استرس قرار دارید، آشنا می‌کنیم. پس از چند هفته، آن‌ها به صورت عادت برایتان در می‌آیند و دیگر حتی نیازی به فکر کردن درباره تغذیه مناسب هم نخواهد بود. و شما تفاوت را هم در بدن و هم در سطح استرس خود احساس خواهید کرد.

  • صبحانه بخورید
    شما ممکن است بگوئید صبح‌ها که گرسنه نیستم، وقت ندارم، وقت ناهار خوردن زود فرا می‌رسد و غذا می‌خورم، بهتر است برای تناسب اندام رژیم بگیرم و یا یک پاکت شیری که سر راه از فروشگاه می‌گیرم و می‌خورم به قدر کافی مواد غذایی به بدنم می‌رساند. امّا باید بدانید که حذف صبحانه، نگهداری قند خون در سطحی ثابت را دشوارتر می‌سازد و این بر فعالیت‌های روزانه شما اثر مستقیم می‌گذارد. خوردن صبحانه را فراموش نکنید!

  • چای سبز بنوشید
    اگر شما روزانه مقدار زیادی کافئین مصرف می‌کنید ممکن است باور نکنید که کافئین چه اثرات سوئی برای سیستم بدن شما دارد. شما می‌توانید با کاهش تدریجی میزان کافئین مصرفی، سطح استرس خود را پائین آورده و فعالیت ذهنی خود را در طول روز بهبود بخشید. یکی از روش‌های آسان و سالم انجام این کار، جایگزین ساختن قهوه یا چای سبز بدون کافئین است که هم طعم خوبی دارد و هم مزایای بیشتری از نظر میزان آنتی‌اکسیدان‌ها دارد.

  • آب میوه یا آب‌ گازدار بنوشید
    انواع کولاها به دلیل دارا بودن کافئین، اثرات سوئی برای سیستم بدن شما دارند. یک جایگزین سالم برای آن‌ها، آب میوه یا آب گازدار است. بدین ترتیب به جای کاستن از حجم آب سیستم بدن خود، مقداری آب هم به آن اضافه می‌کنید. توجه داشته باشید که کافئین، سیستم آب بدن شما را تضعیف می‌کند. به عبارت دیگر، نوشیدن کافئین، همانند ننوشیدن آب است!

  • خوراکی‌های سبک همراه خود داشته باشید
    همراه داشتن غذاهای سبک پروتئین‌دار و سالم در ماشین و محل کار به شما کمک می‌کند که از کاهش سطح قندخون خود جلوگیری کرده و جلوی خستگی و بدخلقی را بگیرید. به علاوه این‌ها همیشه مقداری آب هم دم دست داشته باشید که برای سلامتی و کارکرد فیزیکی مناسب، ضرورت دارد.

  • هله هوله سالم بخورید!
    اگر عادت دارید به هنگام استرس یا در ساعت‌های معینی از روز، هله هوله‌هایی از قبیل چیپس، پفک‌نمکی و سایر خوراکی‌های ناسالم بخورید آن‌ها را با خلال هویج، تخمه آفتاب‌گردان (بدون نمک)، کرفس، گل کلم یا سایر خوراکی‌های سالم جایگزین سازید.

  • ناهار را از خانه ببرید
    بسیاری از مردم به دلیل کمی وقت یا تنبلی، برای ناهار از غذاهای آماده و فوری از قبیل ساندویچ و همبرگر مصرف می‌کنند. این نوع غذاها معمولاً غذای سالمی نیستند و مواد غذایی کافی به بدن شما نمی‌رسانند. هرچند این کار کمی در وقت شما صرفه‌جویی می‌کند ولی شما می‌توانید تنها با صرف چند دقیقه، هم غذای سالمتری از منزل برای خود بردارید و هم از نظر اقتصادی صرفه‌جویی کنید. حتی اگر چند روز در هفته هم بتوانید این کار را بکنید باز هم نسبت به هر روز خوردن غذای بیرون، بهتر است.

  • بعد از 2 بعدازظهر کافئین نخورید
    از آنجا که کافئین دارای نیمه عمری حداقل برابر 6 ساعت در بدن شماست، کافئین که بعدازظهر یا بعد از شام مصرف می‌کنید می‌تواند باعث اختلال خواب شما در شب گردد.

  • چیزهای ناسالم را از محیط‌تان دور کنید
    اگر خوراکی‌های ناسالم مانند انواع شیرینی‌ها و چربی‌ها در منزلتان نباشد، پرهیز از آن‌ها راحت‌تر است! ممکن است به نظرتان غیرممکن آید امّا به آشپزخانه بروید و هر چیزی را که بدن شما نمی‌تواند به روش سالمی مصرف کند، دور بریزید. بدین ترتیب، به هنگام استرس، مجبور می‌شوید غذاها و خوراکی‌های سالم بخورید.

  • خانه‌تان را پر از غذاهای سالم کنید
    از دور ریختن خوراکی‌های ناسالم مهمتر‌، در اختیار داشتن خوراکی‌های خوب در خانه است. بهترین روش، تهیه فهرستی از غذاها و هله هوله‌های سالم در ابتدای هر هفته و تهیه آن‌هاست. بدین ترتیب، مطمئن خواهید شد که هر چیزی را که به آن احتیاج شود در خانه خواهید داشت و نیازی به تحمل استرس درباره این که هر شب چه غذائی بخورید نخواهید داشت. قبلاً فکرش را کرده‌اید!

  • از روش‌های کاهش استرس استفاده کنید
    به کار بردن شیوه‌ها و تکنیک‌های کاهش استرس، اشتهای شما برای غذاهای ناسالم یا مصرف حجم زیادی غذا را کاهش خواهد داد. در این مورد روش‌هایی مانند یوگا، ورزش‌های رزمی و نوشتن خاطرات روزانه توصیه می‌گردد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/08ساعت 20:53  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

امروزه، استرس فزاینده، سلامتی، شادمانی و سایر جنبه‌های زندگی بسیاری از مردم را تحت تاثیر قرار داده است. در واقع، تخمین‌زده می‌شود که بیش از 90 درصد مشکلات سلامتی که باعث مراجعه مردم به مطب پزشکان می‌شود، به نوعی به استرس ارتباط دارد. با وجود این، در حالی که تقریباً همه از افزودن عادت‌های سالم به سبک زندگی خودسود خواهند برد، امّا شروع یک عادت جدید، سخت‌تر از آنی است که به نظر می‌رسد، به ویژه اگر از نظر کاری سرتان خیلی شلوغ باشد و یا دچار استرس بیش از حدّ باشید. گام‌های زیر به شما کمک می‌کند تا نیت و قصد خود را از داشتن سبک زندگی سالم‌تر و شادتر و با استرس کمتر به واقعیت برسانید.

گام اول: فعالیت‌های خود را آگاهانه انتخاب کنید
نخستین گام در ایجاد یک عادت سالم جدید که دستاورد بلند مدتی در سبک زندگی شما محسوب خواهد شد، انتخاب فعالیتی است که برازنده شخصیت و نحوه زندگی شما باشد. در غیر این صورت، عادت جدید هرگز درون شما ریشه نمی‌گیرد و استوار نمی‌شود. همیشه به هنگام برگزیدن یک تجربه جدید، عواملی نظیر توانائی‌ها و نقاط قوت خود، وقت‌های آزادتان، زمانبندی کارهایتان، سبک زندگی و سطح استرس موجود خود و میزان پیچیدگی و مشکل بودن عادت جدید را در نظر بگیرید و فعالیتی را پیدا کنید که با تمام این عوامل تطبیق داشته باشد.



گام دوم: عادت جدید را در برنامه زمانی خود قرار دهی
اگر برنامه معینی برای افزودن یک عادت جدید به زندگی خود نداشته باشید، آنگاه به راحتی به بهانه‌هایی از قبیل نداشتن وقت اضافی، خستگی و ... آن را کنار خواهید گذاشت. بنابراین، دومین اقدام مهمی که باید انجام دهید پیدا کردن یک وقت معین در برنامه زمانی خود برای فعالیت‌های جدید است. فرقی نمی‌کند که «هر روز صبح قبل از حمام» باشد یا «هر شب ساعت 8». باید زمان معینی را برای فعالیتی که در نظر گرفته‌اید کنار بگذارید به نحوی که پیدا کردن وقت برای انجام آن کار، خود به استرس تازه‌ای برای شما تبدیل نشود.



گام سوم: جلب پشتیبانی
اگر کسان دیگری را پیدا کنید که در طول راه همراهتان باشند، احتمال موفقیت شما دو چندان می‌شود. نقش آن‌ها نه تنها حمایت از شما هنگامی که به آن نیاز دارید خواهد بود بلکه رها کردن و دنبال نکردن آن فعالیت را برای شما دشوارتر خواهند کرد. یک راه متداول برای به دست آوردن این پشتیبانی، استخدام مربی است. یافتن دوست یا آشنایی که با شما همراه شود و یا شرکت در کلاس گروهی نیز مفید است. امّا اگر به هر دلیلی ترجیح می‌دهید تنهائی به این فعالیت بپردازید از یکی از دوستانتان بخواهید که در هفته‌های اول، پیگیر انجام دادن آن فعالیت توسط شما باشد. یک روش مناسب دیگر، درست کردن دفتر روزانه و ثبت فعالیت‌های خود در پایان هر روز یا هر هفته است.



برخی از فعالیت‌های سالم و خوبی که می‌توانی

•  کلاس‌های یوگا

•  صحبت کردن دباره احساساتتان

•  انواع ورزش‌ها

•  نوشتن خاطرات روزانه

د به همراه یک دوست انجام دهید عبارتند از:

•  پیاده‌روی

•  کلاس‌های مدیتیشن

•  در پیش گرفتن یک برنامه غذایی سالم

•  شرکت در یک برنامه آموزش اینترنتی

 

 

گام چهارم: هدف‌گذاری و پاداش
هر چند احساس آرامشی که از انجام یک فعالیت سالم به شما دست می‌دهد، خود در حکم پاداش است امّا در شروع هر عادت جدید، به دست آوردن پاداش‌های محسوستر می‌تواند مفید باشد. به این فکر کنید که چگونه معلمان با قراردادن یک ستاره در جلوی اسم دانش‌آموزان آن‌ها را به درس‌خوانی بیشتر و رفتار بهتر تشویق می‌کردند و یا شما خودتان چگونه با چند پاداش کوچک، حیوان خانگی‌تان را به انجام هر کاری وامی‌داشتید. چند پاداش کوچک برای اکثر ما انسان‌ها کافی است. بنابراین برای انجام مراحل اول پاداش‌های برای خودتان در نظر بگیرید تا وقتی که فعالیت جدید به



 

عنوان یکهی عادت جای خود را در زندگی شما باز کند. برای این منظور، نخستین ماه خیلی اهمیت دارد زیرا این تقریباً مدتی است که طول می‌کشد تا یک رفتار جدید به عادت تبدیل گردد. پاداشی که برای خود در نظر می‌گیرید یک چیز شخصی است و شما خودتان بهتر می‌دانید چه چیزی در شما انگیزه بیشتری ایجاد می کند. امّا توصیه ما در نظر گرفتن چیزهای کوچک و شادی‌بخش است. مثلاً من هنگامی که شروع به رفتن به باشگاه ورزشی کردم، پاداشی که برای خود در نظر گرفتم، خرید یک لباس ورزشی جدید بعد از هر 5 بار رفتن به باشگاه بود. پاداش‌ها و جایزه‌های دیگر می‌تواند خرید موسیقی‌های آرامش‌بخش (به هنگام انجام یوگا)، خرید خودنویس جدید (به هنگام نوشتن خاطرات روزانه) و یا خرید مسافت سنج (به هنگام پیاده‌روی) باشد.

گام پنجم: کنترل شخصی برای اطمینان از درستی انتخاب
هنگامی که فعالیت جدیدی را شروع می‌کنید، دقت کنید که از انجام آن چه احساسی پیدا کرده‌اید. آیا فعالیت جدید با سبک زندگی شما جور در می‌آید؟ حفظ این عادت جدید برایتان آسان است؟ و یا فکر می‌کنید نیاز به امتحان کردن کار دیگری دارید؟ اگر متوجه شدید که برنامه‌های زندگیتان با این فعالیت جدید تطابق ندارد، به جای آن که خود را عذاب دهید، به خودتان تبریک بگوئید که متوجه نیاز به تغییر برنامه‌هایتان شده‌اید. این نخستین گام در تهیه یک برنامه جدید و بهتر است! ما همیشه می‌توانیم از تجربه‌های منفی در زندگی خود نیز درس‌های مفیدی بگیریم. به هر حال، بهتر است چند روش رهایی از استرس و مدیریت استرس را بلد باشید و برای کاهش استرس در بدن و ذهن خود متناسباً از آن‌ها استفاده کنید.



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/07ساعت 20:24  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اخیرا تعدادی از رستورانها تبلیغ خود را به این صورت تغییر داده اند که غذا را مطابق با شخصیت مشتریان تهیه می کنند.

این تبلیغ نشان می دهد که همه نیاز داریم از همنوعان خود متفاوت باشیم و بر چسبی به خود بزنیم که ما را آنطور که هستیم تعریف کند. همچنین، تبلیغ اخیر بر این واقعیت استوار است که اکثر مردم می خواهند ویژگیهای آنها را مورد احترام قرار گیرد. تحقیقات نشان می دهد که تنها توجه استاد به نام و نام خانوادگی دانشجویان، موجب می شود که آنها بهتر کار کنند و انگیزه پیشرفت بیشتری داشته باشند. آگاهی از فردیت خود موجب می شود که برای تعریف کردن خود تلاش می کنیم. برخلاف آنچه بعضی تصور می کنند، آگاهی از خود کار دشواری است. مراجعه به طالع بینان، فالگیران و کسانی که از خود ما خبر می دهد همه حکایت از این دارد که مردم شیفته آگاهی یافتن از خود هستند.

خود عبارت است از مجموعه ویژگیهای فردی است که تفاوت فرد از دیگران یا شباهت های او به دیگران را بیان می کند.

سه بعد خود:

من کیستم؟ چگونه خودم را ارزیابی می کنم و چگونه خودم را به دیگران معرفی می کنم(خود پنداره). خود پنداره به صورت مجموعه باورهایی که شخص درباره خود دارد تعریف می شود.

(عزت نفس)عبارت است از ارزیابی شخصی از ویژگیهای خاص خود. بنابراین خیلی ساده می توان گفت که عزت نفس یعنی احساسی که فرد نسبت به خود دارد.

سومین بعد خود به روابط بین خود و رفتار مربوط می شود. شیوه ای که من خودم را در نظر می گیرم، تصویری به وجود می آورد که آن را به دیگران ارائه می دهم. همچنین نقش های متفاوتی که به خودم نسبت می دهم، همان هایی است که به دیگران عرضه می کنم. چیزی که ( معرفی خود یا ارائه خود)نامیده می شود.

ساخت خود و تغییر شکل آن:

به نظر روانشناسان اجتماعی خود بر صفات ذاتی فرد استوار نیست، بلکه به تدریج و با سوگیری کنشهای متقابل با محیط استوار است. منظور این است که محیط به فرد شکل می دهد. بدین معنی که اگر زادگاه و محل زندگی شما جای دیگری بود شخص کاملا متفاوت از حالا بار آمده بودید.

یک نکته اصلی را نباید فراموش کرد: درک واکنش های دیگران در مقابل رفتار خودمان یعنی اینکه من همان کسی هستم که خیال می کنم دیگران از من در ذهن خود دارند.

بنابراین ریشه خود در مشاهده واکنش های دیگران نسبت به رفتارهای ماست. اثر دیگری نیز به آن اضافه می شود و آن مشاهده رفتارهای خودمان است و می توان گفت: مشاهده خود با من یعنی من خودم را مطالعه می کنم.

حال شما بگویید چه تصویری از خود دارید؟

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 21:31  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

عامل بسیار موثر برای افزایش اعتماد بنفس، ارتباط با خداست.

کسی که از خدا حمایت می طلبد، پشتوانه بسیار عظیمی را احساس می کند. کمک خواستن از خدا یعنی بهره گرفتن از کل نیروی طبیعی و ماورای طبیعت. کسی که از عظیم ترین نیروی هستی بهره می برد و او را به یاری می طلبد، حتی توانایی جابجا کردن کوه ها را در خود حس می کند. اعتقاد و هدایت از خدا توانایی شما را خدا گونه می کند. اعتماد بنفس که از ارتباط با خدا ناشی شود قدرتی خدا گونه دارد و در غیر اینصورت به خود محدود می شود.خود شما به تنهایی ضعیف و ناتوان هستید و این ناتوانی با بهره گرفتن از قدرت و لطف الهی به توانایی عظیم مبدل می شود. آن مرد عرب را به یاد آورید که از پیامبر پرسید که چه کنم تا از دشمنان به من آسیبی نرسد. پیامبر فقط به او فرمود: به خدا توکل کن.

وقتی شما به خدا توکل کنید، آن نیروی عظیم را در خود حس می کنید و از قدرت و اعتماد به نفسی سرشار بهرمند می شوید که هرگونه ترس از شکست را در شما می کشد و از بین می برد .

با خدا در ارتباط باشید و به او توکل کنید . از او یاری بخواهید و هر روز صبح با خود بگویید:

امروز به خدا توکل می کنم و اداره عالی امور را به خدا می سپارم. ای روزگار هر چه از دستت بر می آید کوتاهی نکن زیرا من خدا را دارم.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/04ساعت 21:38  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

احتمالا قسمت عمده ای از زندگی شما نیز صرف یک کار می شود. فرق میان اشتغال به شغلی که شما به دنبالش بودید و شغلی که صرفا به خاطر اجبار به آن مشغولید، می تواند همان اختلاف میان زندگی رضایت بخش و کامروا یا زندگی شاق و خفت بار باشد. موضوع کار دلبخواه در برابر کار اجباری در بسیاری از حوزه های زندگی شما اهمیت دارد، اما بندرت با اهمیت تر از زمینه اشتغال است.

هر شغل از پیچیدگیهایی برخوردار است و نه تنها تکلیف لازم برای آن، بلکه عواملی چو درآمد و سایر منافع، نظارت، ارتباط با همکاران، فرصتهای ارتقای شغلی، شرایط کاری، و احترامیی که به خاطر انجام آن کار از سوی دیگران دریافت می کنید، در آن دخیل هستند. احساس رضایت ما از هر کدام از این عوامل و سایر موضوعها در خشنودی شغلی کلی ما نقش دارند. ما در اینجا به سه نظریه در زمینه رضایت شغلی اکتفا می کنیم:

نظریه فرایند مقایسه: بر اساس این نظریه، انسانها تصورات خود را در خصوص آنچه از جنبه های مختلف یک کار عاید آنها می شود، با معیارهای مربوط به آنچه باید بدست آورند ، مقایسه می کنند. به عنوان مثال: هر کس در مورد درآمدی که باید از کار خود داشته باشد تصوراتی دارد، اگر عایدات او کمتر از این معیارها باشد احساس ناخوشنودی می کند.

نظریه عدالت: بنا براین نظریه، یکی از معیارهایی که افراد به وسیله آن درباره شغل خود قضاوت می کنند نسبت کوشش و پاداشی است که سایرین از همین شغل نصیبشان می شود. اگر شما به همان سختکوشی سایر اشخاصی باشید که در دور و برتان هستند و به همان پاداشها دست یابید، احساس رضایت خواهید کرد، اما اگر به همان میزان سخت کوش باشید ولی درآمدتان کمتر باشد، شما احساس ناخوشنودی خواهید کرد.

نظریه نفوذ اجتماعی: بر طبق این دیدگاه، خشنودی شغلی تا حدود زیادی تحث تاثیر کسانی است که در اطراف ما زندگ می کنند. اگر همکاران ما خشنود باشند ما نیز احتمالا خشنود خواهیم بود. اگر همکاران ما ناراضی باشند، ما نیز همین احساس را خواهیم داشت.

پس نتیجه می گیریم خشنودی و ناخشنودی از شغل آنقدر ها هم در شادابی، خوشحالی  و احساس رضایت ما از زندگی بی تاثیر نیست. اگر واقعا از کار فعلی ناراضی هستیم همین امروز باید در جهت تغییر آن اقدام کنیم. البته بقول قدیمی ها : باید اول چاله را کند بعد منار را دزدید.

سه روش برای افزایش رضایت شغلی:

مطلب بعدی را حتما پیگیری کنید.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/04ساعت 9:12  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

دیروز مطلبی بسیار جالب و برگزیده از عبید زاکانی خواندم که خواستم برای استفاده شما دوستان عزیز در وبلاگ بگذارم. فقط برای اینکه حجم مطلب زیاد بود، بقیه آن را در صفحه بعد نوشتم اگر توانستید حتما بخوانید و استفاده کنید. کما فی السابق هم نظر یادتان نرود.

موش و گربه

اگر داری تو عقل و دانش و هوش- بیا بشنو حدیث گربه و موش

بخوانم از برایت داستانی- که در معنای آن حیران بمانی

***

ای خردمند عاقل و دانا- قصه موش و گربه برخوانا

قصه موش و گربه منظوم- گوش کن همچون در غلتانا

.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/04ساعت 8:10  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

زندگی سراپا شوق و شور و شادی است. شادی نیاز به جستجو ندارد، همین دور برهاست  و آنقدر به ما نزدیک است که به خاطر بیش از حد نزدیک بودنش قابل دیدن نیست.

شاد زیستن، شادمانه از زندگی لذت بردن، به غم و غصه خندیدن و از لحظه به لحظه زندگی لذت بردن و برای تک تک این لذت ها و زیبایی ها از اعماق وجود هورا کشیدن حق هر انسانی است. اگر شما نمی توانید براحتی سهم شادی و خوشحالی خود را از لحظات شبانه روز خود بگیرید، اصلا نگران باشید. هرکدام از شش نسخه زیر معجزه می کند و می تواند شادی و نشاط را به زندگی شما بیفزاید.اگر آماده هستید شروع کنید:

1- شادی یک انتخاب درونی است و در نهایت این شما هستید که آن را انتخاب می کنید. بی دلیل اوضاع و شرایط و کمبود امکانات و امثالهم را دلیل غصه و غم دائمی خود ندانید، حتی در بدترین شرایط هم می توان امیدوار بود. همانطور که خیلی مواقع غم یک انتخاب است، شادی هم بسیاری از اوقات برگه انتخابی است که از سوی شما در مقابل دنیا و اتفاقات آن به زمین کوفته می شود.

2- هنگامی که غم و غصه و ماتم شما را فرا گرفته است و چاره ای جز قبول آن ندارید غم را بپذیرید و مقابل آن نایستید. همراه غم راه نروید و از دریچه غم به دنیا نگاه نکنید. خودتان را کنار بکشید و بگذارید کاروان غم با همه دردهای جانکاهی که همراه دارد از کنارتان بگذرد. حتی اگر می توانید با لبخند و نگاهی مهربانانه دل خسته ای را شاد کنید.

3- شما تنها یک روح مستقل و صاحب اختیار نیستید که حق داشته باشید تمام لذایذ را و شادی های دنیا را فقط برای خودتان بخواهید و برای این کار از جسم خود مایه بگذارید. شما بایدجسم و کالبد خود را هم در شادیهای خود سهیم گردانید و فراموش نکنید روح در این جهان در سراسر این کالبد گسترش یافته است. هرگز سعی نکنید با عذاب دادن به جسم و اندامتان به شادی و نشاط برسید. بهداشت را رعایت کنید، ورزش کنید، غذای مناسب بخورید و هرگز سعی نکنید به روش های غیر معمول خودتان را ظاهرا به آرامش برسانید.

4- پول و مال و منال داشتن بسیار عالی است و می تواند باعث شادی و نشاط شما و هزاران نفر دیگر شود، ولی به شرطی که شادی و نشاط بسته ای نباشد که در آخرین منزل همراه پول و مکنت تقدیم من و تو می شود و ما مجبور باشیم در طول مسیر دائم غمگین و مضطرب باشیم.شادی واقعی شادی در حین عمل است.

5- دل خود را از کینه خالی سازید و همه حتی بدترین مردم را ببخشید و برای آنها از ته دل دعا کنید. در عفو و گذشت لذتی وجود دارد که در کینه و انتقام نیست.

6- شادی انفرادی نیست. هر وقت غمگین شدید، چیزی به کسی ببخشید و دلی را شاد کنید. کلامی محبت آمیز را به انسانی هدیه کنید، گلی برای دوستی بخرید و ...

در آخر این را بدانید که:

غم یک حالت طبیعی ولی گذراست. بعضی مواقع حق دارد وجود ما را بگیرد. اما هرگز حق ندارد در دل ما منزل کند و اندرون ما جا خوش کند. او باید بیاید و برای مدتی وجود ما را در بر بگیرد تا بتواند ظرفیت شادی و سرور ما را افزایش دهد. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 22:46  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

موانعی که بر سر راه درمان موفقیت آمیز اعتیاد به مواد روانگردان قرار دارد به موانع اعتیادهای دارویی دیگر   شبیه اند. گرچه انگیزش ترک کردن می تواند در آغازبسیار نیرومند باشد ولی برگشت به مصرف آن بزرگترین مشکل است، بویژه در دوره ای که افسردگی و ناتوانی در کسب لذت وجود دارد.

رویکردهای  دارویی:

چند راهبرد مختلف با نتایج متفاوت در برنامه های درمانی به کار رفته اند. این راهبردها مواردی از شیوهای رفتار درمانی و دارو درمانی را شامل می شوند. دریک بررسی، سوء مصرف کنندگان مواد روان گردان با دسمتی ایمپرامین، داروی ضد افسردگی که عموما مصرف می شود درمان شدند. این یک کوشش بالینی تصادفی و بیخبری دوسویه بود. هم نمره های مصرف مواد روان گردان و هم اشتیاق ذهنی آن به نحو چشمگیری با درمان کاهش یافتند. مکانیزمهای نهفته در این اثر به طور کامل شناخته نشده اند ولی احتمالا این مکانیزمها به تسکین ملالت همراه با مرحله ترک کوکائین مربوط می شوند.

رویکرد رفتاری

گرچه راهبردهای دارویی میتوانند در دستیابی به پرهیز اولیه داروهای محرک مفید باشند مشاوره و روان درمانی فشرده برای موفقیت دراز مدت اهمیت دارند. یک بررسی بالینی نوید بخش از موفقیت چشمگیر رفتار درمانی ظرف یک دوره بیست و چهار هفته ای خبر میدهد. بیماران وابسته به مواد روان گردان دریک برنامه درمانی سرپایی به دو گروه تقسیم شدند، یک گروه تحت درمان رفتاری مبتنی بر رویکرد کنترل وابستگی قرار گرفت. ادرار بیماران چند بار در هفته برای سوخت و سازهای مواد بررسی می شد. اگر ادرار منفی بود آزمودنی امتیازهایی دریافت می کرد که به صورت ژتونهایی برای خریدهای آتی اقلام خرده ریز در جامعه ثبت می شدند. تعداد امتیازها با هر نمونه ادار منفی پی درپی افزایش می یافتند، یا چنانچه نمونه ادار آنها مثبت بود کاهش می یافتند. افرادی که برای مدت دوازه هفته در حالت پرهیز می ماندند، می توانستند نزدیک به 1000 دلار کالای خرده ریز خریداری کنند. این سیستم با شیوه تقویت جامعه تکمیل می شد که طی آن همسر، دوست، یا اعضای خانواده در برنامه مشاوره شرکت می کردند. گروه گواه مشاوره سوء مصرف داروهای استانداردی دریافت می کرد که بر الگوی بیماری اعتیاد مبتنی بود. بین این دو گروه از نظر پرهیز مواد روان گردان تفاوت چشمگیری وجود داشت. درصد آزمودنیهای گروهای رفتار درمانی و مشاوره استاندارد که حداقل هشت و شش هفته درحالت پرهیز مداوم قرار داشتند به ترتیب 68 درصد برابر 11 درصد و 42 در برابر 5 درصد بود. این نتایج حاکی از آن است که در دسترس بودن و توجه خاص به پاداشهای دیگر می توانند انگیزش مصرف کننده را برای اجتناب از کوکائین افزایش دهند.

رویکرد یادگیری:

رویکرد درمانی دیگر بر اساس یادگیری اعتیاد قرار دارد. همان گونه که قبلا اشاره شد قرار گرفتن در معرض نشانه های موجود در محیط می تواند اشتیاق را برانگیزد و در افرادیکه حتی مدت طولانی در حالت پرهیز قرار داشته اند موجب برگشت شود. این محرکهای قدرتمند تداعی شده با دارو می توانند تغییرات آشکاری در پاسخهای فیزیولوژیکی نظیر ضربان قلب یا پاسخ برقی پوست ایجاد کنند. زمانی که معتادان بهبود یافته درمعرض محرکهای تداعی شده با مواد روان گردان قرار گرفتند پاسخ فیزیولوژیکی غیر ارادی(کاهش دمای پوست) ایجاد می شد. هدف درمان مبتنی بر الگوی یادگیری ، برطرف کردن این پاسخهای شرطی از طریق مواجهه مکرر با محرکهای مربوط به دارو در محیطی امن و کنترل شده است. با قرار دادن مکرربیمار در معرض یادآورهای مواد روان گردان بدون آنها  قاعدتا  باید خاموش کردن پاسخهای شرطی( انگیختگی، اشتیاق) که می توانند موجب برگشت شوند، امکان پذیر باشد. پژوهشگران طی مدت پانزده جلسه خاموشی که بیماران در معرض نوارهای کاست و نوارهای ویدیویی محرکهای تداعی شده با مواد روان گردان قرار گرفتند( ساز و برگهای مربوط به دارو) و به مراسم ساختگی  می پرداختند( آماده سازی دارو، دست گرفتن سرنگ) توانستند آنها را درمان کنند. درمدت جلسات خاموشی، اشتیاق مواد کاهش یافته بود. با اینکه پاسخهای فیزیولوژیکی نیز درجلسه آخر تا اندازه ای کاهش یافته بودند ولی به طرز شگفت آوری در برابر خاموشی مقاومت می کردند. درمقایسه با گروهای گواه (روان درمانی یا مشاوره استاندارد سوء مصرف دارو) تعداد بیشتری از بیماران به درمان سرپایی ادامه می دادند و نسبت ادرارهای پاک در گروه خاموشی بیشتربود.

بطور خلاصه برای درمان موفق وابستگی به موادروان گردان ابتدا باید چرخه وابستگی قطع شود. در طول مرحله ترک دارو می توان با استفاده از داروهای ضد افسردگی به کاهش افسردگی کمک کرد. رویکردهای درمان رفتاری می توانند انگیزش بیمار را برای ماندن درحالت پرهیز، تقویت کنند. خاموشی اشتیاق شرطی و پاسخهای جسمانی که توسط یادآورهای دارو فرا خوانده می شوند می توانند درمورد اجتناب از برگشت به مصرف دارو بسیار مفید واقع شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/01ساعت 22:5  توسط محمد رضا حاجیلو  |