تبليغاتX
روانشناسی- اعتیاد
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد

 

قصاب با ديدن سگى که به طرف مغازه‌اش نزديک مى‌شد حرکتى کرد که دورش کند اما کاغذى را در دهان سگ ديد. کاغذ را گرفت. روى کاغذ نوشته بود « لطفا ۱۲ سوسيس و يک ران گوشت بدين». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسه‌اى گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کيسه را گرفت و رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 20:11  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

رویکرد روان‌پویشی
زیگموند فروید بنیان‌گذار رویکرد روان‌پویشی در روان‌شناسی است. این مکتب فکری بر تأثیر ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه بر رفتار انسان، تأکید دارد. فروید عقیده داشت که ذهن انسان از سه عنصر تشکیل شده است: نهاد ، خود و فراخود.
نظریه‌های فروید درباره مراحل روانی- جنسی، ناهشیار (ناخودآگاه) و نمادگری رویا (خواب)، علیرغم آن که امروزه با شک و تردید بسیاری به آن نگریسته می‌شود، به عنوان یک موضوع مورد توجه، هم در بین روان‌شناسان و هم مردم عادی، باقی مانده است. بسیاری از مشاهدات و نظریه‌های فروید بر پایه موارد بالینی و موارد مطالعاتی بوده و این امر، تعمیم یافته‌های او را به جمعیتی بزرگتر دشوار می‌سازد. باوجود این، نظریه‌های فروید، طرز فکر ما نسبت به ذهن و رفتار انسان را تغییر داده و تاثیر ماندگاری بر روان‌شناسی و فرهنگ بجا گذاشته است.
یک نظریه‌پرداز روان‌پویشی دیگر به نام اریک اریکسون، نظریه‌های فروید را گسترش داد و بر اهمیت رشد در طول دوره زندگی انسان تأکید گذاشت. نظریه مراحل روانی – اجتماعی شخصیت که توسط اریکسون ارائه شده است امروزه بر درک ما از رشد انسان تاثیرگذار است.
متفکران بزرگ رویکرد روان‌پویشی در روان‌شناسی عبارتند از: ریگموند فروید، آنا فروید و اریک اریکسون.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 18:38  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

- پدر بزرگ، درباره چه مى‌نويسيد؟
- درباره تو پسرم. امّا مهم‌تر از آنچه مى‌نويسم، مدادى است که در دست دارم و با آن مى‌نويسم. مى‌خواهم وقتى بزرگ شدى، مثل اين مداد بشوى.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصى در آن نديد و گفت: اين هم مثل بقيه مدادهايى است که ديده‌ام.
پدر بزرگ گفت: بستگى دارد چطور به آن نگاه کنى. در اين مداد پنج صفت هست که اگر تو هم به دست آورى براى تمام عمرت به آرامش مى‌رسى!
صفت اول اين که مى‌توانى کارهاى بزرگ و با ارزشى بکنى امّا هرگز نبايد فراموش کنى که دستى وجود دارد که حرکت تو را هدايت مى‌کند اسم اين دست خداست. او هميشه بايد تو را در مسير اراده‌اش حرکت دهد.
صفت دوم اين که بايد گاهى از آنچه مى‌نويسى دست بکشى تا تراشيده شوى. اين باعث مى‌شود کمى رنج بکشى اما آخرکار، نوکت تيزتز مى‌شود و اثرى که از خود بجا مى‌گذارى ظريف‌تر و تميزتر مى‌شود. پس بدان که بايد رنج‌هايى را تحمل کنى چرا که اين رنج‌ها باعث مى‌شوند موجود بهترى گردى.
صفت سوم اين که مداد اجازه مى‌دهد براى پاک کردن يک اشتباه از پاک کن استفاده کنيم. تو هم بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدى نيست. در واقع براى اين که خودت را در مسير درست نگهدارى، ضرورت دارد.
صفت چهارم اين است که چوب يا شکل خارجى مداد مهم نيست، زغالى که داخل آن است اهميت دارد. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سرانجام صفت پنجم مداد اين است که هميشه اثرى از خود به جا مى‌گذارد. پس بدان هر کار در زندگيت مى‌کنى، ردّى به جا مى‌گذارد. پس سعى کن نسبت به هر کارى که مى‌کنى هشيار باشى و بدانى چه مى‌کنى.

ارسالی از طرف یک دوست
 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 18:17  توسط محمد رضا حاجیلو  |