
رویکرد روانپویشی
زیگموند فروید بنیانگذار رویکرد روانپویشی در روانشناسی است. این مکتب فکری بر تأثیر ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه بر رفتار انسان، تأکید دارد. فروید عقیده داشت که ذهن انسان از سه عنصر تشکیل شده است: نهاد ، خود و فراخود.
نظریههای فروید درباره مراحل روانی- جنسی، ناهشیار (ناخودآگاه) و نمادگری رویا (خواب)، علیرغم آن که امروزه با شک و تردید بسیاری به آن نگریسته میشود، به عنوان یک موضوع مورد توجه، هم در بین روانشناسان و هم مردم عادی، باقی مانده است. بسیاری از مشاهدات و نظریههای فروید بر پایه موارد بالینی و موارد مطالعاتی بوده و این امر، تعمیم یافتههای او را به جمعیتی بزرگتر دشوار میسازد. باوجود این، نظریههای فروید، طرز فکر ما نسبت به ذهن و رفتار انسان را تغییر داده و تاثیر ماندگاری بر روانشناسی و فرهنگ بجا گذاشته است.
یک نظریهپرداز روانپویشی دیگر به نام اریک اریکسون، نظریههای فروید را گسترش داد و بر اهمیت رشد در طول دوره زندگی انسان تأکید گذاشت. نظریه مراحل روانی – اجتماعی شخصیت که توسط اریکسون ارائه شده است امروزه بر درک ما از رشد انسان تاثیرگذار است.
متفکران بزرگ رویکرد روانپویشی در روانشناسی عبارتند از: ریگموند فروید، آنا فروید و اریک اریکسون.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه
1386/12/04ساعت 18:38 توسط محمد رضا حاجیلو
|