تبليغاتX
روانشناسی- اعتیاد
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد

اغلب مردم در رنجند. من در کارم به عنوان یک روان‌درمانگر، به طور مرتب شاهد این رنج بردن هستم. چیزی که ممکن است شما را شگفت زده کند، منبع این رنج است. اغلب مردم فکر می‌کنند که منبع رنج‌هایشان کسی یا چیزی در خارج از وجودشان است، مثلاً رفتار همکاران یا افراد خانواده، و یا رویدادهای ناگوار زندگی. امّا علّت همه درد و رنج‌ها در درون ما وجود دارد. رنج بردن نتیجه داستان‌هایی است که مردم به خودشان می‌گویند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 4:48  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد.

اوایل، خداوند را فقط یك ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه كه همه عیب و ایرادهایم را ثبت مي‌كند تا بعداً تك تك آنها را به‌رخم بكشد. به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند كه من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم. او همیشه حضور داشت، ولى نه مثل یك خدا كه مثل مأموران دولتى.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/22ساعت 17:34  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اين مطلب را تا آخر بخوانيد و به اتفاقى که مى‌افتد کمى فکر کنيد (٣٠ ثانيه بيشتر وقتتان را نمى‌گيرد)
لطفاً به سوالات زير به سرعت پاسخ دهيد؟
نتيجه چيست؟
٢+٢
٤+٤
٨+٨
١٦+١٦


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/20ساعت 12:57  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

به روايت افسانه‌ها روزى شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد
و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاى خود را به شكل چشمگيرى به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستى،
شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبى و ديگر شرارت‌ها بود.
ولى در ميان آن‌ها يكى كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مى‌رسيد، بهاى گرانى داشت
و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسى از او پرسيد: اين وسيله چيست؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدى و افسردگي‌ست
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيله من است.. هرگاه
ساير ابزارم بى‌اثر مى‌شوند، فقط با اين وسيله مى‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه
كنم و كارى را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسى را به احساس نوميدى،
دلسردى و اندوه وا دارم، مى‌توانم با او هر آنچه مى‌خواهم بكنم
من اين وسيله را در مورد تمامى انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين قدر كهنه شده است.
 
+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/20ساعت 10:6  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

آبراهام مزلو سلسله مراتب نیازهایی که انگیزه رفتارهای انسان هستند را ارائه کرده است. این سلسله مراتب غالباً به شکل هرم نمایش داده می‌شود که در پائین‌ترین سطوح آن، نیازهای اساسی و ابتدایی و در سطوح بالای آن، نیازهای پیچیده‌تر قرار دارند .  هنگامی که سایر نیازها در سطوح پائین‌تر هرم برآورده شد، فرد می‌تواند توجهش را بر این نیاز که در رأس هرم قرار گرفته متمرکز سازد. خودشکوفایی چنین تعریف می‌شود:
«تمایل به ارضاء نفس، یا به عبارت دیگر تمایل به شکوفا شدن در زمینه‌ای که استعداد بالقوه‌اش وجود دارد.»
ویژگی‌های افراد خودشکوفا به قرار زیر است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/29ساعت 12:11  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

۱. کلامتان را پاک کنید
با صداقت صحبت کنید. فقط همان چیزی که منظورتان هست را بگوئید. از به کار بردن کلمات و عبارات علیه خودتان و نیز شایعه‌سازی درباره دیگران خودداری کنید. از قدرت کلامتان در مسیر راستی و عشق استفاده کنید.
2. هیچ چیز را شخصی نگیرید
هیچیک از کارهایی که دیگران می‌کنند به خاطر شما نیست. آنچه دیگران می‌گویند یا انجام می‌دهند بازتاب واقعیت و خیال خود آن‌هاست. هنگامی که از عقاید و اقدامات دیگران در امان باشید، قربانی درد و رنج بی‌خود و غیرضروری نخواهید شد.
3. براساس فرضیات عمل نکنید
این جرئت را پیدا کنید که سوال بپرسید و آن چیزی که واقعاً می‌خواهید را بیان کنید. برای جلوگیری از درک نادرست و به دنبال آن، ناراحتی و استرس، با دیگران با وضوح و روشنی هر چه بیشتر ارتباط برقرار کنید. اگر همین یک کار را بکنید می‌توانید به طور کامل زندگی خود را تغییر دهید.
4. همیشه بهترین کاری که می‌توانید را انجام دهید
بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید از یک لحظه به لحظه دیگر تغییر می‌کند. مثلاً وقتی سالم باشید یک چیز است و وقتی بیمار باشید چیز دیگر. تحت هر شرایطی، بهترین کاری که می‌توانید را انجام دهید و بدین ترتیب از خودداوری، پشیمانی، افسوس و سرزنش خود در امان خواهید بود.

نوروزتان مبارک. انشاالله که سال خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 7:31  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

حيوانات به سادگى به ما نشان می‌دهند که چطور می‌توان «محدوديت‌هاى ذهنی» تحميل شده را پذيرفت. «کک»، «فيل» و «دلفين» مثال‌هاى خوبى هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 21:32  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نام‌هاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او می‌رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 21:17  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

جينى دختر کوچولوى پنج ساله زيبا و باهوشى بود ...
يک روز که همراه مادرش براى خريد به مغازه رفته بود، چشمش به يک گردن‌بند مرواريد بدلى افتاد که قيمتش ٥/٢ دلار بود، چقدر دلش اون گردن‌بند رو می‌خواست. پس پيش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن‌بند رو براش بخره.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 10:2  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه می‌کنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنش‌زا مضطرب می‌شوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است.

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان، درماندگى و برانگیختگى فیزیولوژیکى است. به‌طور کلى اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسى است که با یک یا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سینه، طپش قلب، تعریق، سردرد و غیره همراه است.

بررسیها نشان می‌دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان کمتر است و در زنان، افراد کم‌درآمد و سالمندان بیشتر شایع می‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 16:30  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

كلاس «چهارم ب» اين روستا هم مثل هر كلاس چهارم ديگرى به نظر می‌رسيد كه در گذشته ديده بودم. نيمكت‌ها در دو رديف چهارتايى چيده شده بود و روى هر نيمكت چهار دانش‌آموز نشسته بودند و ميز معلم هم رو به روى آن‌ها قرار داشت. از بسيارى از جنبه‌ها اين كلاس هم شبيه همه كلاس‌هاى ابتدايى ديگر بود. با اين همه روزى كه من براى اولين بار وارد اين كلاس شدم احساس كردم كه در جوّ آن، هيجانى لطيف نهفته است.
آقاى نيك‌پرور معلم دوره ابتدايى مدرسه كوچك اين روستا، تنها چهار سال تا بازنشستگى فرصت داشت و در ضمن به عنوان عضو داوطلب در برنامه «بهبود و آبادانى مدارس بخش» كه من آن را سازماندهى كرده بودم، شركت داشت. من هم به عنوان بازرس در تمامى كلاس‌هاى بخش كه متشكل از ١٢ روستا بود شركت می‌كردم و سعى داشتم در امر آموزش تسهيلاتى را فراهم آورم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 16:16  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

مدل ساختاری شخصیت
بنابر نظریه فروید در مورد شخصیت، شخصیت انسان از سه عنصر تشکیل یافته است: نهاد، خود و فراخود. این سه عنصر در تعامل با یکدیگر، رفتارهای پیچیده انسانی را به وجود می‌آورند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/22ساعت 11:1  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

۱- دوستت دارم، نه به خاطر شخصيت تو، بلکه به خاطر شخصيتى که من در هنگام با تو بودن پيدا می‌کنم.
٢- هيچکس لياقت اشک‌هاى تو را ندارد و کسى که چنين ارزشى دارد باعث اشک ريختن تو نمی‌شود.
٣- اگر کسى تو را آنطور که می‌خواهى دوست ندارد، به اين معنى نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
٤- دوست واقعى کسى است که دست‌هاى تو را بگيرد ولى قلب تو را لمس کند.
٥- بدترين شکل دلتنگى براى کسى آن است که در کنار او باشى و بدانى که هرگز به او نخواهى رسيد.
٦- تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشى، ولى براى بعضى افراد تمام دنيا هستى.
٧- هرگز وقتت را با کسى که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
٨- شايد خدا خواسته است که ابتدا بسيارى افراد نامناسب را بشناسى و سپس شخصى مناسب را، به اين ترتيب وقتى او را يافتى بهتر می‌توانى شکرگزار باشى.
٩- براى چيزى که گذشت غم مخور، به آنچه پس از اين می‌آيد لبخند بزن.
١٠- هميشه افرادى هستند که تو را می‌آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسى که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنى.
١١- خود را به فرد بهترى تبديل کن و مطمئن باش که خود را می‌شناسى قبل از آن که شخص ديگرى را بشناسى و انتظار داشته باشى که او تو را بشناسد.
١٢- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زمانى اتفاق می‌افتد که انتظارش را ندارى.
13- هرگز لبخند را ترک نکن، حتی وقتی ناراحتی چون یک نفر امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

                                                                                                                               گابريل گارسيامارکز

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/22ساعت 10:30  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

در ١٥ سالگى آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهى اوقات پدران هم.
در ٢٠ سالگى ياد گرفتم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/24ساعت 18:57  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

خوش‌بینی هر فرد براساس این که چگونه رویدادها را تعریف می‌کند و از چه دیدگاهی به مسائل می‌نگرد، سنجیده می‌شود. اگر یاد بگیرید که علّت وقوع رویدادهای مثبت را (1) کاری که خودتان انجام داده‌اید، (2) نشانه‌ای از چیزهای خوب بیشتری که پیش خواهند آمد و یا (3) شاهدی مبنی بر این که چیزهای خوبی در سایر زمینه‌های زندگی‌تان اتفاق خواهد افتاد بدانید، نیمی از راه را طی کرده‌اید. همچنین اگر بتوانید به رویدادهای منفی به عنــــوان (1) چیزی که تقصیر شما نبوده است و یا (2) پدیده‌های منفرد و مجزایی که اثری بر رویدادهای آینده یا سایر جنبه‌های زندگی‌تان ندارند فکر کنید، بقیه راه را هم پیموده‌اید!

 

درجه سختی: کم
زمان مورد نیاز: فقط چند دقیقه دیگر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت 20:2  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

حتماً تا کنون سری به تابلو فروشی زده‌اید، با دیدن تابلوهای نقاشی متعدد به وجد آمده‌اید و با تلاش فراوان بر وسوسه خود برای خرید بسیاری از آنها غلبه کرده‌اید. مطمئناً آنچه که شما یا هر کس دیگری را برمی‌انگیزد تابلویی خریداری کنید، شکل یا تصویری است که در قاب عکس جای گرفته است نه پس زمینه آن. البته پس زمینه تصویر نیز مهم است. چون اگر با شکل هماهنگ نباشد، شکل را از جلوه می‌اندازد، اما نه به اندازه شکل.همه ما در واقع پول را برای شکل یا تصویری می‌پردازیم که در قاب عکس جای گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/05ساعت 17:5  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

هزاران سال است که خواب‌هایی که انسان می‌بیند مورد توجه هنرمندان، فیلسوفان و پژوهشگران قرار داشته است. امّا از زمانی که خواب‌ها مورد مطالعه علمی جدی قرار گرفته‌اند مدّت زیادی نمی‌گذرد. با وجودی که خواب‌ها بسیار متنوع هستند امّا آلن‌هابسن (1988)، یکی از پژوهشگرانی که در این زمینه کار می‌کند، 5 ویژگی پایه را برای خواب‌ها مشخص کرده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 11:40  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

هيچ چيز ارزشمندتر از همين امروز نيست.
                                                            گوته

پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز ديگر وارد سى سالگى می‌شدم. وارد شدن به دهه‌اى جديد از دوران زندگيم نگران کننده بود، چون می‌ترسيدم که بهترين سال‌هاى زندگيم را پشت سرگذاشته باشم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/21ساعت 21:7  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

1- اثر تماشاگری چیست؟
عبارت «اثر تماشاگری» به این پدیده گفته می‌شود که هر چه تعداد حاضران یک صحنه بیشتر باشد، احتمال کمک آن‌ها به فردی که پریشان و نیازمند کمک است کمتر خواهد شد. هنگامی که شرایطی اضطراری پیش آید، ناظران و شاهدان صحنه، در صورتی که اندک یا تنها باشند، احتمال این که به کمک بشتابند بیشتر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 16:48  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

يک آزمايش!
روبه‌روى آينه بايستيد و تمرکز کنيد با دقت به رنگ چشم‌ها، خطوط مورب و موازى صورت خود را نگاه کنيد! بعد از چند لحظه تمرکز، احساس می‌کنيد که سالهاست خود را در آينه به اين دقت نگاه نکرده‌ايد. سپس پنج بار با آرامش و از صميم قلب با ذکر نام کوچک خود به تصوير بگوييد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 16:32  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

مردى با اسب و سگش در جاده‌اى راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمى، صاعقه‌اى فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهى مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرايط جديد خودشان پی‌ببرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/24ساعت 20:37  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

مردى به آرايشگاه رفت تا موهاى سرش را کوتاه کند.
آرايشگر که کارش را شروع کرد آن‌ها گرم صحبت شدند و از اينطرف و آنطرف با هم حرف می‌زدند. تا آن که صحبت‌شان به موضوع وجود خدا کشيده شد.
آرايشگر گفت: من عقيده ندارم که خدا وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 17:34  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اخيراً در فرودگاه گفتگوى لحظات آخر بين مادر و دخترى را شنيدم
هواپيما درحال حرکت بود و آنها در ورودى کنترل امنيتى همديگر را بغل کردند و مادر گفت: «دوستت دارم و آرزوى کافى براى تو می‌کنم.» دختر جواب داد: «مامان زندگى ما با هم بيشتر از کافى هم بوده است. محبت تو همه آن چيزى بوده که من احتياج داشتم. من نيز آرزوى کافى براى تو می‌کنم.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/26ساعت 17:27  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اگر فکر مى‌کنيد غمگين هستيد، به اين‌ها نگاه کنيد

اگر فکر مى‌کنيد کارتان سخت است، به اين بچه نگاه کنيد

اگر فکر مى‌کنيد حقوقتان کم است، پس اين دختر بچه چه بگويد؟

اگر فکر مى‌کنيد دوستان زيادى نداريد ...

اگر فکر مى‌کنيد درس خواندن سخت است، به اين بچه نگاه کنيد

هرگاه احساس کرديد که ديگر بايد تسليم شويد، به اين مرد فکر کنيد

اگر فکر مى‌کنيد کارتان سخت است، به اين مرد نگاه کنيد

اگر از سيستم حمل و نقل گله داريد، به اين‌ها نگاه کنيد

اگر فکر مى‌کنيد جامعه با شما رفتارى ناعادلانه دارد، به اين پير زن نگاه کنيد

از زندگى لذت ببريد، همان‌گونه که هست و همان‌گونه که پيش مى‌آيد
ما از خيلى‌ها خوشبخت‌تريم
بسيارى چيزها در زندگى هستند که چشم شما را به خود جلب مى‌کنند
اما چيزهاى کمى هستند که اين کار را با قلب شما مى‌کنند ...
دنبال آن‌ها باشيد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/07ساعت 22:40  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اظهارات مثبت، ابزاری عالی برای تغییر برنامه ذهن ناهشیار(ناخودآگاه) شما از تفکر منفی به تفکر مثبت است. ایده این کار این است که جملات مثبتی درباره چیزی که می‌خواهید اتفاق افتد انتخاب کنید و آن‌ها را آنقدر تکرار کنید تا به صورت بخشی از روش تفکر و طرز نگرش شما به جهان در آیند. این کار همانطور اثر می‌کند که گفتگوهای منفی با خود، امّا تفاوتش این است که این یکی به نفع شما می‌باشد و برای شما فایده دارد. برای به دست آوردن اظهارات مثبت، از توصیه‌ها و راهنمایی‌های زیر استفاده کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/13ساعت 18:35  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

قصاب با ديدن سگى که به طرف مغازه‌اش نزديک مى‌شد حرکتى کرد که دورش کند اما کاغذى را در دهان سگ ديد. کاغذ را گرفت. روى کاغذ نوشته بود « لطفا ۱۲ سوسيس و يک ران گوشت بدين». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسه‌اى گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کيسه را گرفت و رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 20:11  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

رویکرد روان‌پویشی
زیگموند فروید بنیان‌گذار رویکرد روان‌پویشی در روان‌شناسی است. این مکتب فکری بر تأثیر ذهن ناهشیار یا ناخودآگاه بر رفتار انسان، تأکید دارد. فروید عقیده داشت که ذهن انسان از سه عنصر تشکیل شده است: نهاد ، خود و فراخود.
نظریه‌های فروید درباره مراحل روانی- جنسی، ناهشیار (ناخودآگاه) و نمادگری رویا (خواب)، علیرغم آن که امروزه با شک و تردید بسیاری به آن نگریسته می‌شود، به عنوان یک موضوع مورد توجه، هم در بین روان‌شناسان و هم مردم عادی، باقی مانده است. بسیاری از مشاهدات و نظریه‌های فروید بر پایه موارد بالینی و موارد مطالعاتی بوده و این امر، تعمیم یافته‌های او را به جمعیتی بزرگتر دشوار می‌سازد. باوجود این، نظریه‌های فروید، طرز فکر ما نسبت به ذهن و رفتار انسان را تغییر داده و تاثیر ماندگاری بر روان‌شناسی و فرهنگ بجا گذاشته است.
یک نظریه‌پرداز روان‌پویشی دیگر به نام اریک اریکسون، نظریه‌های فروید را گسترش داد و بر اهمیت رشد در طول دوره زندگی انسان تأکید گذاشت. نظریه مراحل روانی – اجتماعی شخصیت که توسط اریکسون ارائه شده است امروزه بر درک ما از رشد انسان تاثیرگذار است.
متفکران بزرگ رویکرد روان‌پویشی در روان‌شناسی عبارتند از: ریگموند فروید، آنا فروید و اریک اریکسون.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 18:38  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

- پدر بزرگ، درباره چه مى‌نويسيد؟
- درباره تو پسرم. امّا مهم‌تر از آنچه مى‌نويسم، مدادى است که در دست دارم و با آن مى‌نويسم. مى‌خواهم وقتى بزرگ شدى، مثل اين مداد بشوى.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصى در آن نديد و گفت: اين هم مثل بقيه مدادهايى است که ديده‌ام.
پدر بزرگ گفت: بستگى دارد چطور به آن نگاه کنى. در اين مداد پنج صفت هست که اگر تو هم به دست آورى براى تمام عمرت به آرامش مى‌رسى!
صفت اول اين که مى‌توانى کارهاى بزرگ و با ارزشى بکنى امّا هرگز نبايد فراموش کنى که دستى وجود دارد که حرکت تو را هدايت مى‌کند اسم اين دست خداست. او هميشه بايد تو را در مسير اراده‌اش حرکت دهد.
صفت دوم اين که بايد گاهى از آنچه مى‌نويسى دست بکشى تا تراشيده شوى. اين باعث مى‌شود کمى رنج بکشى اما آخرکار، نوکت تيزتز مى‌شود و اثرى که از خود بجا مى‌گذارى ظريف‌تر و تميزتر مى‌شود. پس بدان که بايد رنج‌هايى را تحمل کنى چرا که اين رنج‌ها باعث مى‌شوند موجود بهترى گردى.
صفت سوم اين که مداد اجازه مى‌دهد براى پاک کردن يک اشتباه از پاک کن استفاده کنيم. تو هم بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدى نيست. در واقع براى اين که خودت را در مسير درست نگهدارى، ضرورت دارد.
صفت چهارم اين است که چوب يا شکل خارجى مداد مهم نيست، زغالى که داخل آن است اهميت دارد. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سرانجام صفت پنجم مداد اين است که هميشه اثرى از خود به جا مى‌گذارد. پس بدان هر کار در زندگيت مى‌کنى، ردّى به جا مى‌گذارد. پس سعى کن نسبت به هر کارى که مى‌کنى هشيار باشى و بدانى چه مى‌کنى.

ارسالی از طرف یک دوست
 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 18:17  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اولین کسی باش که می خندد.وقتی دلیلی برای خندیدن نمی بینی .همان زمانی است که بیشترین نیاز به خندیدن است.
اولین کسی باش که می بخشد .افکار منفی گذشته را برای همیشه کنار بگذار.
اولین کسی باش که کاری انجام میدهد .هرچه زودتر اقدام کنی کارهای بیشتری می توانی انجام دهی. 
اولین کسی باش که تشکر میکند .برخورد حق شناسانه زندگیت را مملو از خوشبختی می کند .
اولین کسی باش که با موقعیتهای جدید و متفاوت وفق می یابد.وقتی تغییرات را می پذیری کارهایت را با علاقه بیشتری انجام می دهی .
دیگر برای داشتن زندگی بهتر منتظر ننشین .بلکه اولین نفر باش که به جلو حرکت می کند و تنها کسی باش که سبب  این حرکت می شود.
(ارسالی از طرف یک دوست)
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 17:5  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

در زمان‌هاى بسيار قديم، وقتى هنوز پاى بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت‌ها و تباهى‌ها دور هم جمع شدند، خسته‌تر و کسل‌تر از هميشه.

ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت: بياييد با هم يک بازى کنيم، مثلاً قايم موشک ...
همه از اين پيشنهاد خوشحال شدند و ديوانگى فوراً داد زد: من چشم مى‌گذارم.
و از آنجايى که هيچکس نمى‌خواست دنبال ديوانگى بگردد، همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آن‌ها بگردد.

ديوانگى جلوى درختى رفت و چشم‌هايش را بست و شروع کرد به شمردن: يک ... دو ... سه ...
همه رفتند تا قايم شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 16:59  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اين مطلب گوياى همه چيز است!
در ٤ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... کثيف نکردن شلوار
در ٦ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... پيدا کردن راه خانه (از مدرسه)
در ١٢ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... داشتنِ دوست
در ١٨ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى
در ٢٠ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... برقرارى رابطه جنسى
در ٣٥ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... پول داشتن
در ٤٥ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... پول داشتن
در ٥٥ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... پول داشتن
در ٦٠ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... برقرارى رابطه جنسى
در ٦٥ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... تمديد گواهى نامه رانندگى
در ٧٠ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... داشتنِ دوست
در ٧٥ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... پيدا کردن راه خانه (از هر کجا)
در ٨٠ سالگى ... موفقيت عبارت است از ... کثيف نکردن شلوار
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 16:46  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

۱- استرس چیست؟
مدیر یک کارخانه بزرگ در سن 35 سالگی دچار فشار خون بالا شد. یک زن خانه‌دار 27 ساله به بیماری آسم مبتلا گردید. این هر دو هنگامی که به پزشک مراجعه کردند به آن‌ها گفته شد که علت اختلالاتی که پیدا کرده‌اند «استرس» یا فشار روانی بوده است.
آن مدیر یک سال بود که باید به تنهایی تصمیمات سریعی در مورد کسب و کارش می‌گرفت. هر تصمیم می‌توانست به زیان‌های هنگفتی برای کارخانه بیانجامد. او پس از هر تصمیم‌گیری، در مورد پیامدهای آن نگران باقی می‌ماند تا وقتی که درستی تصمیم‌گیریش به اثبات می‌رسید. این نگرانی و اضطراب مداوم باعث بالا رفتن فشار خون او شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت 18:55  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

نخستين درس مهم - زن نظافتچى
من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.
من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت 19:54  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

اين يک داستان واقعى است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
يک ژاپنى که در صدد بازسازى خانه‌اش بود يکى از ديوارها را خراب کرد. خانه‌هاى ژاپنى معمولاً داراى فاصله خالی بين ديوارهاى چوبى هستند. پس از خراب شدن ديوار، او متوجه مارمولکى شد که آنجا ايستاده بود و ميخى از بيرون در يکى از پاهايش فرو رفته بود. او پس از مشاهده اين ماجرا خيلى ناراحت و در عين حال کنجکاو شد. وقتى ميخ را بررسى کرد ديد که از نوع ميخ‌هايى است که ١٠ سال پيش به هنگام ساختن خانه استفاده شده است.
چه اتفاقى افتاده بود؟
مارمولک در اين وضعيت براى ١٠ سال زنده مانده بود! در يک فضاى تاريک، بدون حرکت و بدون غذا! او در اين فکرها بود که ناگهان مارمولک ديگرى از جايى بيرون آمد و غذا در دهان داشت. مارمولک دومى غذا را از دهان خارج کرد و جلوى اولى گذاشت.
مرد ژاپنى سر جايش خشکش زد! يک مارمولک ديگر براى ١٠ سال تغذيه مارمولک گرفتار شده را بر عهده داشته است ...
چه عشقى، چه عشق زيبايى بين اين دو موجود نحيف و کوچک ....
عشق چه کارهايى مى‌کند؟
چه کارهاى عجيبى؟
عشق مى‌تواند معجزه کند!
کمى به اين موضوع فکر کنيد. يک مارمولک به طور خستگى ناپذيرى به مدّت ١٠ سال براى مارمولک ديگر غذا تهيه مى‌کرده است، بدون آن که اميد را از دست داده باشد.
اگر موجود کوچکى چون مارمولک مى‌تواند چنين عشق بورزد ... تصور کنيد ما انسان‌ها اگر بخواهيم و تلاش کنيم چه کارها مى‌توانيم بکنيم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 18:55  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

مرد جوانی کم کم داشت از دانشگاه فارغ التحصیل می‌شد. ماه‌ها بود که او عاشق اتوموبیلی اسپورت شده بود که در یک بنگاه ماشین دیده بود و می‌دانست که پدرش نیز از عهده خرید آن بر می‌آید پس به پدرش گغت که این ماشین تنها چیزی است که از او می خواهد.
همانطور که روز فارغ التحصیلی نزدیک تر می شد پسر منتظر دیدن نشانه ای مبنی بر خرید ماشین توسط پدرش بود. بالاخره صبح روز فارغ التحصیلی پدرش او را به اتاق خصوصی خود فراخواند و به او اظهار عشق و علاقه کرد. پدرش به او گفت که از داشتن چنین پسر خوبی به خود می بالد و یک جعبه کادویی بسیار زیبا را به دست پسر داد.
پسر با کنجکاوی و نا امیدی در جعبه را باز کرد و یک کتاب مقدس دوست داشتنی و نفیس در آن دید. با عصبانیت بر سر پدرش فریاد کشید که با همه ثروتی که داری به من یک کتاب مقدس هدیه می‌دهی. او با عصبانیت از اتاق بیرون رفت و کتاب را همانجا گذاشت.
سالها سپری شدند و پسر جوان تاجر موفقی شد. او خانه‌ای زیبا و خانواده‌ای خوشبخت داشت  اما فکر کرد که بهتر است از پدر بسیار پیر خود دیدن کند زیرا او را از همان روز فارغ التحصیلی خود ندیده بود.
قبل از اینکه فرصتی را برای این کار در نظر بگیرد تلگرافی به او رسید مبنی بر اینکه پدرش فوت کرده است و تمام دارایی خود را به پسرش بخشیده. او باید سریع به خانه پدر می‌رفت تا از اسباب و لوازم و اموال پدرش نگهداری کند. زمانی که به خانه پدر وارد شد غمی ناگهانی و تاسف قلبش را به درد اورد.
او شروع به گشتن و بازرسی اسناد مهم پدرش کرد و در میان آنها هنوز آن کتاب مقدس نفیس که آن را به پدرش پس داده بود دیده می‌شد. او کتاب مقدس را گشود و آن را ورق زد. همانطور که داشت کلمات کتاب را می‌خواند سویچ ماشینی از پاکتی که به پشت کتاب با نوار جسب متصل شده بود افتاد. روی کلید بر روی برچسبی نام همان فروشنده‌ای که او عاشق ماشینش شده بود و تاریخ فارغ التحصیلییش به چشم می‌خورد. روی این برچسب نوشته شده بود "پرداخت شد".
 روزی چند بار ما کادوها و مواهب و نعمات نفیس خدا را فقط به این دلیل که همانطور که انتظار داریم در کادویی زیبا پیچیده نشده را از دست می دهیم؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/20ساعت 19:0  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

۱- نخوردن صبحانه
نخوردن صبحانه باعث کاهش سطح قند خون در بدن مى‌شود. اين امر به نوبه خود باعث مى‌شود که مواد غذايى کافى براى مغز تامين نگردد و مغز دچار استحاله شود.
٢- پرخورى
پرخورى باعث سفت‌شدن عروق مغز و در نتيجه، کاهش قدرت آن مى‌گردد.
٣- سيگار کشيدن
سيگار کشيدن باعث انقباض مغز مى‌شود و مى‌تواند به بيمارى آلزايمر بيانجامد.
٤- مصرف بيش از حد قند
قند زياد باعث اختلال در جذب پروتئين‌ها و مواد غذايى مى‌گردد و ممکن است در رشد مغز خلل ايجاد کند.
٥- آلودگى هوا
مغز، بزرگترين مصرف کننده اکسيژن در بدن است. تنفس هواى آلوده باعث کاهش تامين اکسيژن براى مغز مى‌شود و بر کارايى مغز تاثير مى‌گذارد.
٦- کم‌خوابى
خواب به مغز ما فرصت استراحت مى‌دهد. کم خوابى طولانى، مرگ سلول‌هاى مغزى را شتاب مى‌بخشد.
٧- پوشاندن سر به هنگام خواب
پوشاندن سر به هنگام خواب باعث افزايش تراکم دى‌اکسيد کربن و کاهش تراکم اکسيژن مى‌شود که مى‌تواند براى مغز، آسيب‌رسان باشد.
٨- فعاليت مغزى به هنگام بيمارى
فعاليت مغزى يا مطالعه زياد به هنگام بيمارى مى‌تواند به کاهش اثربخشى مغز و آسيب‌رساندن به آن منجر گردد.
٩- کمبود افکار برانگيزنده
فکر کردن بهترين شيوه پرورش مغز است و کمبود آن مى‌تواند به کوچک شدن مغز بيانجامد.
١٠- کم حرف‌زدن
مکالمه‌هاى خردمندانه باعث تقويت کارايى مغز مى‌گردد.

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/20ساعت 18:50  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

می دانم که  اکنون از دست من بسیارعصبانی هستید . این درست است که آدمیان از گذشته تا کنون از دست من تا حد جنون عصبانی شده اند. عصبانیت قسمتی از وجود خاکی آدمیان است. فرزندانم هم  مانند آنها از دستم عصبانی شده اند. خوب گاهی اوقات مثلا به دلیل چیز هایی که در نظر شما بی عدالتی ها جلوه می کند حق دارید که عصبانی شوید.
شاید زمانی که هواپیما سقوط کرد فکر کردید که من عادل نیستم و در عوض ستمگر و نا مهربان. همه سرنیشنان هواپیما مفقود شدند و جان سپردند. بچه ها از دست رفتند و همه این ها  از نظر عقل و منطق شما آدمیان به نظر درست نمی آمد. این نمی توانست از نظر شما به مفهوم عشق و دوست داشتن من باشد. شما دائم می پر سیدید «پس خدا کجاست؟ چرا اجازه داد که چنین اتفاقات وحشتناکی روی دهد؟»
بله درست است. آن حادثه با موافقت من روی داد چون من به شما حق آزادی را داده ام. من می توانستم شما را مانند رباتی بیافرینم و همه فعالیت های شما را تحت کنترل خود درآورم. من می توانستم کاری کنم تا شما دائم به اراده من سرشار از شادی و لذت باشید. بله می توانستم اما این کار را نکردم چون شما را خیلی زیاد دوست داشتم و می خواستم آزادی اراده داشته باشید تا خود در مورد شکل زندگی و اعمال و روحیات خود آزادانه و از روی اختیار تصمیم بگیرید. می خواستم که خود  از روی آزادی و اختیار تام تصیم بگیرید که چه زمانی سرشار از ایمان و امید شوید و به سوی من بیایید. به دلیل آزادی و اختیار تامتان است که بعضی از شما آدمیان ناراحتی و غم و اندوه پیوسته را  انتخاب می کنید و بعضی دیگر نفرت را بر عشق  و انتقام را بر بخشش و بمباران مردم بی پناه را بر یاری و کمک برتر می گزینید. من فقط نظاره گر انتخاب ها و گزینه های برتر شما هستم . من مطمئنا وجود دارم و هم به اوای دلنشین لذائذتان و هم به صدای مهیب بمباران هایتان گوش می سپارم و به خاطر می سپارم.
شما پرسیدید «پس خدا کجاست؟» ... من همانجا بودم. من در گوش دخترکی کوچک زمزمه کرم «نترس ... من همینجا هستم ... من با تو هستم.» من دستان زنی کارگر را محکم گرفتم درست همانگونه که او دست به دامان من آورد. من آنچنان خلبانی را بر روی شانه هایم در آغوش گرفتم که گویی دوباره کودکی شده بود و در آغوشم.
من دقیقا در اوج ان هراس فلج کننده و مهیب آنجا بودم . من انجا بودم .... درست همانگونه که با فرزندانم در زمان خوشحالیشان در باغ های مشجر قدم می زنم .من انجا بودم ....در میان درد های تحمل ناپذیر . من انجا بودم ... هنگامی که مردمان گریه می کردند .من انجا بو دم ..... در اوج این فکر دهشتناک که زندگی چه زود پایان یافت. من با شما بودم.....در حالی که زانو زده بودید و می گفتید «خدایا ! چرا من را به فراموشی سپرده ای؟»
من شما را فراموش نکرده بودم . من از زمانی که از شوق لذائذ فانی دنیوی بر پا ایستادیدو در زمین گام نهادید  تا ان هنگام که از فرط نا راحتی و اندوه به زمین افتادید با شما بودم . من به  فریاد های خشمگینتان گوش دادم و به سوالاتتان پاسخ گفتم و به شما دلیل افرینششان را نشان دادم . نه برای اینکه به زندگیتان پایان دهم بلکه به دلیل اینکه تا به ابد با من زندگی کنید .
در یک ان خلق شدید و در یک ان نیز این دنیا را ترک کردید . اما من فراتر از اخرین لحظه زنگیتان رقص دخترکی شادمان و اواز زنی کارگر و پرواز ابدی خلبانی را قول دادم


 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 7:42  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموخته‌اید؟ یا مهارتی کسب نموده‌اید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده ار آن‌ها در روند مراقبت از کودکانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 20:45  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

عاشق شدن
• انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره
• وقتى از سفر برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل براتون رسيده
• براى مسافرت به يک جاى خوشگل برويد
• به آهنگ مورد علاقه‌تون از راديو گوش بدين
• به رختخواب برويد و به صداى بارش باران گوش بدين
• از حمام که بيرون اومدين ببينيد حوله‌تون گرمه
• آخرين امتحانتون را خوب بدين
• يک دوستى که زياد نمی‌بينيدش ولى دلتون می‌خواد او را ببينيد بهتون تلفن کنه
• توى جيب شلوارى که سال پيش پوشيده بوديد پول پيدا کنيد
• براى خودتون توى آينه شکلک در بيارين و بهش بخندين
• بدون دليل بخندين
• به طور تصادفى بشنويد که يکنفر داره از شما تعريف می‌کنه
• از خواب بيدار بشين و ببينيد که چند ساعت ديگه هم می‌تونيد بخوابيد
• آهنگى را گوش کنيد که شما را به ياد شخص خاصى بياندازه
• عضو يک تيم باشيد
• از بالاى تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد
• دوستان جديد پيدا کنيد
• هر وقت اونو می‌بينيد دلتون هُرى بريزه پائين
• لحظات را با بهترين دوستانتون بگذرانيد
• کسانى که دوستشون داريد را خوشحال ببينين
• يک دوست قديمى را ملاقات کنيد و ببينيد که فرقى نکرده
• يک روز بعدازظهر کنار ساحل قدم بزنيد
• يکى را داشته باشيد که بهتون بگه دوستتون داره
• بخنديد ... بخنديد ... بخنديد ... و کارهاى احمقانه‌اى که با دوستانتون کرديد را به ياد آوريد

اين‌ها بهترين ‌لحظه‌هاى زندگى هستند
قدرشون را بدانيم
زندگى يک مشکل نيست که بايد حل کرد بلکه يک هديه است که بايد ازش لذت برد

 
اگر شما لحظات بهتری سراغ دارید، لطفا اظهار نظر بفرمایید؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 20:11  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

شمايي كه با ديدن نازيبايي‌ها، ناله مي‌كنيد
و «درد»، همدم شب‌هايتان مي‌شود
شمايي كه در اين مسلخ متن و معني
در اين حاشيه‌هاي پر صداتر از متن
در اصل قرباني شده‌ي فرع
در حقيقتِ مصلوب مصلحت
مي بينيد، مي شنويد، مي فهميد، مي گرييد، مي ناليد و مي ناليد
اين تصاوير را نبينيد و نبينيد كه تاب نمي‌آوريد ...
اما آي سنگ‌ها !
آي آهن‌ها !
اگر هنوز ديده‌ي بينايي داريد،
اگر هنوز دل داريد، حتي اگر سخت چون سنگ
اين‌ها را ببينيد ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 20:17  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

شما ممکن است بارها عبارت پالایش ذهن را شنیده باشید امّا هنوز معنی آن را ندانید. پیش از آن که به این مبحث بپردازیم بیائید ابتدا دو مثال زیر را در نظر بگیریم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/30ساعت 21:54  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

روزى يک استاد دانشگاه شاگردان خود را به مباحثه طلبيد. او در کمال اعتماد به نفس از دانشجويانش پرسيد: آيا خداوند همه موجودات را آفريده است؟
يکى از دانشجويان با شجاعت پاسخ داد: بله.
استاد پرسيد: هر موجودى را؟
دانشجو جواب داد: بله هر آن چه را که وجود دارد.
استاد گفت: در اين صورت اين جمله که خداوند شيطان را هم آفريده، درست است. چرا که شيطان هم وجود دارد.
دانشجو نتوانست به اين پرسش پاسخ دهد و ساکت ماند.
استاد با حالتى حاکى از احساس خشنودى با خود اين طور انديشيد که بار ديگر توانسته است اثبات کند که ايمان و اعتقادات مذهبى چيزى جز افسانه نيست.
در همين حال ناگهان دانشجوى ديگرى دست بلند کرد و پرسيد: استاد آيا سرما وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد. آيا تو تا به حال سرما را احساس نکردى؟
دانشجو با کمال احترام پاسخ داد: استاد در واقع سرما وجود ندارد. بر پايه نتايج دستاوردهاى دانش فيزيک، سرما در واقع عبارت است از فقدان کامل يا غيبت کلى گرما. يک شىء را تنها زمانى مى‌توان مورد مطالعه قرار داد که انرژى از خود ساطع کند و انرژى هر جسم به صورت گرما ساطع مى‌شود. بدون گرما اشياء ساکن و فاقد نيروى جنبش هستند و نمى‌توانند از خود واکنش نشان دهند. اما سرما وجود ندارد. ما خود واژه سرما را ابداع کرده‌ايم تا پديده فقدان گرما را به کمک آن توصيف کنيم.
دانشجو در ادامه پرسيد: تاريکى چطور استاد؟ آيا به نظر شما تاريکى هم وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد.
دانشجو باز گفت: شما بازهم اشتباه مى‌کنيد استاد. تاريکى نيز چيزى جز فقدان کامل نور و روشنايى نيست. از نظر فيزيکى مى‌توان نور و روشنايى را مورد مطالعه قرار داد اما تاريکى را خير. اگر نور را از منشور عبور دهيم، رنگ‌هاى گوناگونى براساس طول موج امواج نورانى از آن خارج مى‌شود. تاريکى نيز عبارتى است که ما از آن براى توصيف حالت فقدان نور استفاده مى‌کنيم.
در پايان دانشجو از استاد پرسيد: شيطان چطور؟ آيا شيطان هم وجود دارد؟
خود وى ادامه داد: شيطان نيز بر غيبت خداوند در دل انسانها و حالت دورى از عشق، بخشش و ايمان دلالت دارد. عشق و ايمان همانند نور و حرارت هستند. اين دو وجود دارند و فقدان آنها است که شيطان نام گرفته.
اين بار نوبت استاد بود که حرفى براى گفتن نداشته باشد.
نام اين دانشجو آلبرت اينشتين بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/30ساعت 21:26  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

۱- روان‌شناسان می‌توانند ذهن دیگران را بخوانند
این یک افسانه بسیار رایج است که از همان روزهای اولیه روان‌شناسی به وجود آمده است. هیچ روان‌شناس صادقی چنین ادعایی ندارد. البته چون روان‌شناسان یاد گرفته‌اند که به مشاهده رفتار کلامی و غیر کلامی مردم بپردازند، ممکن است قادر باشند که نیات درونی دیگران را، دقیق‌تر از مردم عادی، حدس بزنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت 22:50  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

آیا فکر می‌کنید که روان‌شناسی فقط به درد دانشجویان، استادان و درمانگران می‌خورد؟ اگر این گونه فکر می‌کنید بهتر است در آن تجدید نظر کنید زیرا روان‌شناسی، هم موضوعی نظری و هم کاربردی است و به شیوه‌های گوناگون می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. هر چند خواندن مطالب پژوهشی برای افراد عادی نسبتاً سنگین است امّا نتایج این پژوهش‌ها و آزمایش‌ها می‌تواند کاربرد مهمی در زندگی روزمره داشته باشد. آنچه در زیر آمده است، 10 کاربرد عملی روان‌شناسی در زندگی روزمره است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت 22:30  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

عقل سلیم می‌‌گوید که ارتباطات خوب باعث بهبود و تقویت رابطه  دوستی و افزایش صمی‌می‌ت و اعتماد می‌‌گردد. عکس این قضیه هم صادق است. یعنی ارتباطات ضعیف می‌‌تواند باعث تضعیف پیوندهای دوستی، ایجاد عدم اعتماد و حتی بی‌احترامی‌ نسبت به یکدیگر گردد. آنچه در زیر آمده است، نمونه‌هایی از برخوردها و الگوهای ارتباطی منفی و گاه مخرّب است که می‌‌تواند باعث عمی‌ق‌تر شدن اختلافات در یک رابطه  دوستانه گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/21ساعت 7:29  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

بهروز فکر می‌کرد که زندگیش به پایان راه رسیده است. همه چیز بعد از مرگ مادرش خراب شده بود. پدرش دو شیفت کار می‌کرد و همیشه عصبی و خسته به نظر می‌آمد. همیشه صحبت‌های او با پدرش به دعوا و مرافعه می‌کشید.
بهروز به تازگی امتحان ریاضی‌اش هم خراب شده بود و نمی‌دانست این موضوع را چگونه با پدرش در میان بگذارد تا از کوره در نرود. او پیش از این همیشه در مورد چیزهای مختلف زندگیش با دوستی که داشت صحبت می‌کرد. او تنها کسی بود که بهروز را درک می‌کرد امّا هفته  پیش با دوستش قهر کرده بود و الان احساس می‌کرد که هیچ پناهگاهی ندارد.
بهروز تصمیم گرفت خود را از پنجره  آپارتمانشان به بیرون پرت کند و به این همه ناراحتی خاتمه دهد. ولی وقتی خواست تصمیمش را عملی کند ناگهان با صدای در متوجه شد که خواهر کوچکترش مریم از مدرسه به خانه برگشت. او نمی‌خواست که این کار را در حضور خواهرش انجام دهد. بنابراین پنجره را بست و در کنار خواهرش به تماشای تلویزیون نشست. پس از آن، وقتی که دوباره به این موضوع فکر کرد ترس برش داشت و تصمیم گرفت با پدرش در این مورد صحبت کند. صحبت‌های او با پدرش به درازا کشید ولی پایان خوشی داشت و او فهمید که چقدر پدرش دوستش دارد و به او اهمیت می‌دهد. فکر خودکشی به طور کلّی از سرش رفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/17ساعت 22:13  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

پیش آمدن اختلاف در روابط با دیگران، تقریباً اجتناب ناپذیر است. اختلاف، به خودی خود مشکلی نیست امّا چگونگی برخورد با آن است که می‌تواند باعث نزدیک‌تر کردن دو طرف به یکدیگر و یا جدا شدن آن‌ها از همدیگر شود. ارتباطات ضعیف، اختلاف نظر و سوء تفاهم می‌تواند منبع خشم و جدایی، و یا تخته  پرشی برای یک رابطه  قوی‌تر و آینده‌ای شادتر باشد. به کمک یادگیری مهارت‌های ارتباطی می‌توان رابطه  خود با دیگران را استحکام بیشتری بخشید. دفعه  بعد که در ارتباط خود دچار اختلاف و مشکل شدید این توصیه‌ها را به ذهن آورید تا به نتیجه  مثبت‌تری دست یابید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/14ساعت 21:58  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

آخرین باری که یادتان رفت به دوستتان تلفن کنید و یا یادتان رفت کلید ماشین‌تان را کجا گذاشتید کی بود؟ به احتمال زیاد، خیلی پیش نبوده است. فراموشی یک رویداد متداول و تعجب برانگیز است که گاهی درک چرایی آن مشکل می‌باشد. ما غالباً در به یاد آوردن مطالب با این پدیده روبرو می‌شویم که مطمئن هستیم آن مطلب جایی در مغز ما قرار دارد امّا نمی‌توانیم آن را بیابیم. دلایل اصلی فراموشی اطلاعات چیست؟ یکی از معروف‌ترین پژوهشگران حافظه به نام سوزان لافتوس، چهار دلیل عمده را در پاسخ به این پرسش بیان کرده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/14ساعت 21:22  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

 

۱- بازیابی اطلاعات از حافظه
پس از آن که اطلاعات رمزبندی شد و در حافظه ذخیره گردید، برای آن که مورد استفاده واقع شود باید از حافظه بازیابی گردد. بازیابی حافظه، تقریباً درتمام جنبه‌های زندگی روزانه، از یادآوری محل پارک اتوموبیل تا یادگیری مهارت‌های تازه، اهمیت وافر دارد. چند عامل بر چگونگی بازیابی اطلاعات از حافظه  بلند مدّت تأثیر گذارند. نخست، باید دقیقاً بفهمیم که بازیابی حافظه چیست تا بعد بر عوامل مؤثر بر این فرایند بپردازیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 22:46  توسط محمد رضا حاجیلو  | 

نحوه واکنش شما به شرايط و وضعيت‌هايى که در زندگى برايتان پيش مى‌آيد، زندگى شما را تغيير خواهد داد.
١٠٪ از زندگى ما را اتفاقاتى که خودمان نقشى در پيش آمدنشان نداريم تشکيل مى‌دهد و ٩٠٪ بقيه بستگى به چگونگى واکنش ما به آن اتفاقات دارد.
به عبارت ديگر، ما کنترلى بر روى ١٠٪ از اتفاقاتى که برايمان روى مى‌دهد نداريم. مثلاً هواپيما دير مى‌رسد و برنامه‌هاى پيش‌بينى شده ما به هم مى‌خورد و يا يک راننده بى‌احتياط ممکن است با ما تصادف کند. ما روى اين ١٠٪ کنترلى نمى‌توانيم داشته باشيم. امّا قضيه در مورد ٩٠٪ بقيه متفاوت است. آن ٩٠٪ را خودمان تعيين مى‌کنيم.
چگونه؟.... با واکنش‌هايمان.
مثال زير موضوع را بهتر روشن مى‌سازد:
شما در کنارهمسر و دختر کوچکتان در حال صبحانه خوردن هستيد. دخترتان دستش به فنجان چاى مى‌خورد و چاى بر روى پيراهن تميزى که براى رفتن به اداره پوشيده‌ايد مى‌ريزد. شما کنترلى بر روى اين اتفاقى که افتاده است نداشتيد.
امّا آنچه از اين به بعد اتفاق مى‌افتد را واکنش شما به اين حادثه تعيين مى‌کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/02ساعت 21:25  توسط محمد رضا حاجیلو  |