|
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد
|
|
|
|
||||
|
اغلب مردم در رنجند. من در کارم به عنوان یک رواندرمانگر، به طور مرتب شاهد این رنج بردن هستم. چیزی که ممکن است شما را شگفت زده کند، منبع این رنج است. اغلب مردم فکر میکنند که منبع رنجهایشان کسی یا چیزی در خارج از وجودشان است، مثلاً رفتار همکاران یا افراد خانواده، و یا رویدادهای ناگوار زندگی. امّا علّت همه درد و رنجها در درون ما وجود دارد. رنج بردن نتیجه داستانهایی است که مردم به خودشان میگویند. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
اين مطلب را تا آخر بخوانيد و به اتفاقى که مىافتد کمى فکر کنيد (٣٠ ثانيه بيشتر وقتتان را نمىگيرد) ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
آبراهام مزلو سلسله مراتب نیازهایی که انگیزه رفتارهای انسان هستند را ارائه کرده است. این سلسله مراتب غالباً به شکل هرم نمایش داده میشود که در پائینترین سطوح آن، نیازهای اساسی و ابتدایی و در سطوح بالای آن، نیازهای پیچیدهتر قرار دارند . هنگامی که سایر نیازها در سطوح پائینتر هرم برآورده شد، فرد میتواند توجهش را بر این نیاز که در رأس هرم قرار گرفته متمرکز سازد. خودشکوفایی چنین تعریف میشود: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
۱. کلامتان را پاک کنید نوروزتان مبارک. انشاالله که سال خوبی داشته باشید |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حيوانات به سادگى به ما نشان میدهند که چطور میتوان «محدوديتهاى ذهنی» تحميل شده را پذيرفت. «کک»، «فيل» و «دلفين» مثالهاى خوبى هستند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دو پيرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسيار قديمى همديگر بودند. هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به ديدار او میرفت. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جينى دختر کوچولوى پنج ساله زيبا و باهوشى بود ... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه میکنند و طبیعى است که مردم هنگام مواجهه با موقعیتهاى تهدیدکننده و تنشزا مضطرب میشوند، اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح، امرى غیرعادى است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كلاس «چهارم ب» اين روستا هم مثل هر كلاس چهارم ديگرى به نظر میرسيد كه در گذشته ديده بودم. نيمكتها در دو رديف چهارتايى چيده شده بود و روى هر نيمكت چهار دانشآموز نشسته بودند و ميز معلم هم رو به روى آنها قرار داشت. از بسيارى از جنبهها اين كلاس هم شبيه همه كلاسهاى ابتدايى ديگر بود. با اين همه روزى كه من براى اولين بار وارد اين كلاس شدم احساس كردم كه در جوّ آن، هيجانى لطيف نهفته است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
مدل ساختاری شخصیت ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱- دوستت دارم، نه به خاطر شخصيت تو، بلکه به خاطر شخصيتى که من در هنگام با تو بودن پيدا میکنم. گابريل گارسيامارکز |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
در ١٥ سالگى آموختم كه مادران از همه بهتر میدانند، و گاهى اوقات پدران هم. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خوشبینی هر فرد براساس این که چگونه رویدادها را تعریف میکند و از چه دیدگاهی به مسائل مینگرد، سنجیده میشود. اگر یاد بگیرید که علّت وقوع رویدادهای مثبت را (1) کاری که خودتان انجام دادهاید، (2) نشانهای از چیزهای خوب بیشتری که پیش خواهند آمد و یا (3) شاهدی مبنی بر این که چیزهای خوبی در سایر زمینههای زندگیتان اتفاق خواهد افتاد بدانید، نیمی از راه را طی کردهاید. همچنین اگر بتوانید به رویدادهای منفی به عنــــوان (1) چیزی که تقصیر شما نبوده است و یا (2) پدیدههای منفرد و مجزایی که اثری بر رویدادهای آینده یا سایر جنبههای زندگیتان ندارند فکر کنید، بقیه راه را هم پیمودهاید!
درجه سختی: کم ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حتماً تا کنون سری به تابلو فروشی زدهاید، با دیدن تابلوهای نقاشی متعدد به وجد آمدهاید و با تلاش فراوان بر وسوسه خود برای خرید بسیاری از آنها غلبه کردهاید. مطمئناً آنچه که شما یا هر کس دیگری را برمیانگیزد تابلویی خریداری کنید، شکل یا تصویری است که در قاب عکس جای گرفته است نه پس زمینه آن. البته پس زمینه تصویر نیز مهم است. چون اگر با شکل هماهنگ نباشد، شکل را از جلوه میاندازد، اما نه به اندازه شکل.همه ما در واقع پول را برای شکل یا تصویری میپردازیم که در قاب عکس جای گرفته است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هزاران سال است که خوابهایی که انسان میبیند مورد توجه هنرمندان، فیلسوفان و پژوهشگران قرار داشته است. امّا از زمانی که خوابها مورد مطالعه علمی جدی قرار گرفتهاند مدّت زیادی نمیگذرد. با وجودی که خوابها بسیار متنوع هستند امّا آلنهابسن (1988)، یکی از پژوهشگرانی که در این زمینه کار میکند، 5 ویژگی پایه را برای خوابها مشخص کرده است: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هيچ چيز ارزشمندتر از همين امروز نيست. پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز ديگر وارد سى سالگى میشدم. وارد شدن به دههاى جديد از دوران زندگيم نگران کننده بود، چون میترسيدم که بهترين سالهاى زندگيم را پشت سرگذاشته باشم. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
1- اثر تماشاگری چیست؟ ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
يک آزمايش! ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مردى با اسب و سگش در جادهاى راه میرفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظيمى، صاعقهاى فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهى مدتها طول میكشد تا مردهها به شرايط جديد خودشان پیببرند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
مردى به آرايشگاه رفت تا موهاى سرش را کوتاه کند. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اخيراً در فرودگاه گفتگوى لحظات آخر بين مادر و دخترى را شنيدم ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر فکر مىکنيد غمگين هستيد، به اينها نگاه کنيد
اگر فکر مىکنيد کارتان سخت است، به اين بچه نگاه کنيد
اگر فکر مىکنيد حقوقتان کم است، پس اين دختر بچه چه بگويد؟
اگر فکر مىکنيد دوستان زيادى نداريد ...
اگر فکر مىکنيد درس خواندن سخت است، به اين بچه نگاه کنيد
هرگاه احساس کرديد که ديگر بايد تسليم شويد، به اين مرد فکر کنيد
اگر فکر مىکنيد کارتان سخت است، به اين مرد نگاه کنيد
اگر از سيستم حمل و نقل گله داريد، به اينها نگاه کنيد
اگر فکر مىکنيد جامعه با شما رفتارى ناعادلانه دارد، به اين پير زن نگاه کنيد
از زندگى لذت ببريد، همانگونه که هست و همانگونه که پيش مىآيد |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اظهارات مثبت، ابزاری عالی برای تغییر برنامه ذهن ناهشیار(ناخودآگاه) شما از تفکر منفی به تفکر مثبت است. ایده این کار این است که جملات مثبتی درباره چیزی که میخواهید اتفاق افتد انتخاب کنید و آنها را آنقدر تکرار کنید تا به صورت بخشی از روش تفکر و طرز نگرش شما به جهان در آیند. این کار همانطور اثر میکند که گفتگوهای منفی با خود، امّا تفاوتش این است که این یکی به نفع شما میباشد و برای شما فایده دارد. برای به دست آوردن اظهارات مثبت، از توصیهها و راهنماییهای زیر استفاده کنید: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قصاب با ديدن سگى که به طرف مغازهاش نزديک مىشد حرکتى کرد که دورش کند اما کاغذى را در دهان سگ ديد. کاغذ را گرفت. روى کاغذ نوشته بود « لطفا ۱۲ سوسيس و يک ران گوشت بدين». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسهاى گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کيسه را گرفت و رفت. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رویکرد روانپویشی ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
اولین کسی باش که می خندد.وقتی دلیلی برای خندیدن نمی بینی .همان زمانی است که بیشترین نیاز به خندیدن است.
اولین کسی باش که می بخشد .افکار منفی گذشته را برای همیشه کنار بگذار. اولین کسی باش که کاری انجام میدهد .هرچه زودتر اقدام کنی کارهای بیشتری می توانی انجام دهی. اولین کسی باش که تشکر میکند .برخورد حق شناسانه زندگیت را مملو از خوشبختی می کند . اولین کسی باش که با موقعیتهای جدید و متفاوت وفق می یابد.وقتی تغییرات را می پذیری کارهایت را با علاقه بیشتری انجام می دهی . دیگر برای داشتن زندگی بهتر منتظر ننشین .بلکه اولین نفر باش که به جلو حرکت می کند و تنها کسی باش که سبب این حرکت می شود. (ارسالی از طرف یک دوست) |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در زمانهاى بسيار قديم، وقتى هنوز پاى بشر به زمين نرسيده بود، فضيلتها و تباهىها دور هم جمع شدند، خستهتر و کسلتر از هميشه. ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت: بياييد با هم يک بازى کنيم، مثلاً قايم موشک ... ديوانگى جلوى درختى رفت و چشمهايش را بست و شروع کرد به شمردن: يک ... دو ... سه ... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
۱- استرس چیست؟ ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نخستين درس مهم - زن نظافتچى ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اين يک داستان واقعى است که در ژاپن اتفاق افتاده است. يک ژاپنى که در صدد بازسازى خانهاش بود يکى از ديوارها را خراب کرد. خانههاى ژاپنى معمولاً داراى فاصله خالی بين ديوارهاى چوبى هستند. پس از خراب شدن ديوار، او متوجه مارمولکى شد که آنجا ايستاده بود و ميخى از بيرون در يکى از پاهايش فرو رفته بود. او پس از مشاهده اين ماجرا خيلى ناراحت و در عين حال کنجکاو شد. وقتى ميخ را بررسى کرد ديد که از نوع ميخهايى است که ١٠ سال پيش به هنگام ساختن خانه استفاده شده است. چه اتفاقى افتاده بود؟ مارمولک در اين وضعيت براى ١٠ سال زنده مانده بود! در يک فضاى تاريک، بدون حرکت و بدون غذا! او در اين فکرها بود که ناگهان مارمولک ديگرى از جايى بيرون آمد و غذا در دهان داشت. مارمولک دومى غذا را از دهان خارج کرد و جلوى اولى گذاشت. مرد ژاپنى سر جايش خشکش زد! يک مارمولک ديگر براى ١٠ سال تغذيه مارمولک گرفتار شده را بر عهده داشته است ... چه عشقى، چه عشق زيبايى بين اين دو موجود نحيف و کوچک .... عشق چه کارهايى مىکند؟ چه کارهاى عجيبى؟ عشق مىتواند معجزه کند! کمى به اين موضوع فکر کنيد. يک مارمولک به طور خستگى ناپذيرى به مدّت ١٠ سال براى مارمولک ديگر غذا تهيه مىکرده است، بدون آن که اميد را از دست داده باشد. اگر موجود کوچکى چون مارمولک مىتواند چنين عشق بورزد ... تصور کنيد ما انسانها اگر بخواهيم و تلاش کنيم چه کارها مىتوانيم بکنيم. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]() مرد جوانی کم کم داشت از دانشگاه فارغ التحصیل میشد. ماهها بود که او عاشق اتوموبیلی اسپورت شده بود که در یک بنگاه ماشین دیده بود و میدانست که پدرش نیز از عهده خرید آن بر میآید پس به پدرش گغت که این ماشین تنها چیزی است که از او می خواهد.
همانطور که روز فارغ التحصیلی نزدیک تر می شد پسر منتظر دیدن نشانه ای مبنی بر خرید ماشین توسط پدرش بود. بالاخره صبح روز فارغ التحصیلی پدرش او را به اتاق خصوصی خود فراخواند و به او اظهار عشق و علاقه کرد. پدرش به او گفت که از داشتن چنین پسر خوبی به خود می بالد و یک جعبه کادویی بسیار زیبا را به دست پسر داد.
پسر با کنجکاوی و نا امیدی در جعبه را باز کرد و یک کتاب مقدس دوست داشتنی و نفیس در آن دید. با عصبانیت بر سر پدرش فریاد کشید که با همه ثروتی که داری به من یک کتاب مقدس هدیه میدهی. او با عصبانیت از اتاق بیرون رفت و کتاب را همانجا گذاشت.
سالها سپری شدند و پسر جوان تاجر موفقی شد. او خانهای زیبا و خانوادهای خوشبخت داشت اما فکر کرد که بهتر است از پدر بسیار پیر خود دیدن کند زیرا او را از همان روز فارغ التحصیلی خود ندیده بود.
قبل از اینکه فرصتی را برای این کار در نظر بگیرد تلگرافی به او رسید مبنی بر اینکه پدرش فوت کرده است و تمام دارایی خود را به پسرش بخشیده. او باید سریع به خانه پدر میرفت تا از اسباب و لوازم و اموال پدرش نگهداری کند. زمانی که به خانه پدر وارد شد غمی ناگهانی و تاسف قلبش را به درد اورد.
او شروع به گشتن و بازرسی اسناد مهم پدرش کرد و در میان آنها هنوز آن کتاب مقدس نفیس که آن را به پدرش پس داده بود دیده میشد. او کتاب مقدس را گشود و آن را ورق زد. همانطور که داشت کلمات کتاب را میخواند سویچ ماشینی از پاکتی که به پشت کتاب با نوار جسب متصل شده بود افتاد. روی کلید بر روی برچسبی نام همان فروشندهای که او عاشق ماشینش شده بود و تاریخ فارغ التحصیلییش به چشم میخورد. روی این برچسب نوشته شده بود "پرداخت شد".
روزی چند بار ما کادوها و مواهب و نعمات نفیس خدا را فقط به این دلیل که همانطور که انتظار داریم در کادویی زیبا پیچیده نشده را از دست می دهیم؟ |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
![]() می دانم که اکنون از دست من بسیارعصبانی هستید . این درست است که آدمیان از گذشته تا کنون از دست من تا حد جنون عصبانی شده اند. عصبانیت قسمتی از وجود خاکی آدمیان است. فرزندانم هم مانند آنها از دستم عصبانی شده اند. خوب گاهی اوقات مثلا به دلیل چیز هایی که در نظر شما بی عدالتی ها جلوه می کند حق دارید که عصبانی شوید.
شاید زمانی که هواپیما سقوط کرد فکر کردید که من عادل نیستم و در عوض ستمگر و نا مهربان. همه سرنیشنان هواپیما مفقود شدند و جان سپردند. بچه ها از دست رفتند و همه این ها از نظر عقل و منطق شما آدمیان به نظر درست نمی آمد. این نمی توانست از نظر شما به مفهوم عشق و دوست داشتن من باشد. شما دائم می پر سیدید «پس خدا کجاست؟ چرا اجازه داد که چنین اتفاقات وحشتناکی روی دهد؟»
بله درست است. آن حادثه با موافقت من روی داد چون من به شما حق آزادی را داده ام. من می توانستم شما را مانند رباتی بیافرینم و همه فعالیت های شما را تحت کنترل خود درآورم. من می توانستم کاری کنم تا شما دائم به اراده من سرشار از شادی و لذت باشید. بله می توانستم اما این کار را نکردم چون شما را خیلی زیاد دوست داشتم و می خواستم آزادی اراده داشته باشید تا خود در مورد شکل زندگی و اعمال و روحیات خود آزادانه و از روی اختیار تصمیم بگیرید. می خواستم که خود از روی آزادی و اختیار تام تصیم بگیرید که چه زمانی سرشار از ایمان و امید شوید و به سوی من بیایید. به دلیل آزادی و اختیار تامتان است که بعضی از شما آدمیان ناراحتی و غم و اندوه پیوسته را انتخاب می کنید و بعضی دیگر نفرت را بر عشق و انتقام را بر بخشش و بمباران مردم بی پناه را بر یاری و کمک برتر می گزینید. من فقط نظاره گر انتخاب ها و گزینه های برتر شما هستم . من مطمئنا وجود دارم و هم به اوای دلنشین لذائذتان و هم به صدای مهیب بمباران هایتان گوش می سپارم و به خاطر می سپارم.
شما پرسیدید «پس خدا کجاست؟» ... من همانجا بودم. من در گوش دخترکی کوچک زمزمه کرم «نترس ... من همینجا هستم ... من با تو هستم.» من دستان زنی کارگر را محکم گرفتم درست همانگونه که او دست به دامان من آورد. من آنچنان خلبانی را بر روی شانه هایم در آغوش گرفتم که گویی دوباره کودکی شده بود و در آغوشم.
من دقیقا در اوج ان هراس فلج کننده و مهیب آنجا بودم . من انجا بودم .... درست همانگونه که با فرزندانم در زمان خوشحالیشان در باغ های مشجر قدم می زنم .من انجا بودم ....در میان درد های تحمل ناپذیر . من انجا بودم ... هنگامی که مردمان گریه می کردند .من انجا بو دم ..... در اوج این فکر دهشتناک که زندگی چه زود پایان یافت. من با شما بودم.....در حالی که زانو زده بودید و می گفتید «خدایا ! چرا من را به فراموشی سپرده ای؟»
من شما را فراموش نکرده بودم . من از زمانی که از شوق لذائذ فانی دنیوی بر پا ایستادیدو در زمین گام نهادید تا ان هنگام که از فرط نا راحتی و اندوه به زمین افتادید با شما بودم . من به فریاد های خشمگینتان گوش دادم و به سوالاتتان پاسخ گفتم و به شما دلیل افرینششان را نشان دادم . نه برای اینکه به زندگیتان پایان دهم بلکه به دلیل اینکه تا به ابد با من زندگی کنید .
در یک ان خلق شدید و در یک ان نیز این دنیا را ترک کردید . اما من فراتر از اخرین لحظه زنگیتان رقص دخترکی شادمان و اواز زنی کارگر و پرواز ابدی خلبانی را قول دادم
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پدر و مادر عزیز آیا برای تربیت فرزندانتان دانشی آموختهاید؟ یا مهارتی کسب نمودهاید؟ برای تربیت سازنده فرزندان مهارتهایی وجود دارد که با استفاده ار آنها در روند مراقبت از کودکانتان میتوانید نقش اساسی در رشد آنها داشته باشید. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
|||||||
|
|
|
||||
|
شمايي كه با ديدن نازيباييها، ناله ميكنيد
و «درد»، همدم شبهايتان ميشود
شمايي كه در اين مسلخ متن و معني
در اين حاشيههاي پر صداتر از متن
در اصل قرباني شدهي فرع
در حقيقتِ مصلوب مصلحت
مي بينيد، مي شنويد، مي فهميد، مي گرييد، مي ناليد و مي ناليد
اين تصاوير را نبينيد و نبينيد كه تاب نميآوريد ...
اما آي سنگها !
آي آهنها !
اگر هنوز ديدهي بينايي داريد،
اگر هنوز دل داريد، حتي اگر سخت چون سنگ
اينها را ببينيد ... ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شما ممکن است بارها عبارت پالایش ذهن را شنیده باشید امّا هنوز معنی آن را ندانید. پیش از آن که به این مبحث بپردازیم بیائید ابتدا دو مثال زیر را در نظر بگیریم: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]() روزى يک استاد دانشگاه شاگردان خود را به مباحثه طلبيد. او در کمال اعتماد به نفس از دانشجويانش پرسيد: آيا خداوند همه موجودات را آفريده است؟ يکى از دانشجويان با شجاعت پاسخ داد: بله. استاد پرسيد: هر موجودى را؟ دانشجو جواب داد: بله هر آن چه را که وجود دارد. استاد گفت: در اين صورت اين جمله که خداوند شيطان را هم آفريده، درست است. چرا که شيطان هم وجود دارد. دانشجو نتوانست به اين پرسش پاسخ دهد و ساکت ماند. استاد با حالتى حاکى از احساس خشنودى با خود اين طور انديشيد که بار ديگر توانسته است اثبات کند که ايمان و اعتقادات مذهبى چيزى جز افسانه نيست. در همين حال ناگهان دانشجوى ديگرى دست بلند کرد و پرسيد: استاد آيا سرما وجود دارد؟ استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد. آيا تو تا به حال سرما را احساس نکردى؟ دانشجو با کمال احترام پاسخ داد: استاد در واقع سرما وجود ندارد. بر پايه نتايج دستاوردهاى دانش فيزيک، سرما در واقع عبارت است از فقدان کامل يا غيبت کلى گرما. يک شىء را تنها زمانى مىتوان مورد مطالعه قرار داد که انرژى از خود ساطع کند و انرژى هر جسم به صورت گرما ساطع مىشود. بدون گرما اشياء ساکن و فاقد نيروى جنبش هستند و نمىتوانند از خود واکنش نشان دهند. اما سرما وجود ندارد. ما خود واژه سرما را ابداع کردهايم تا پديده فقدان گرما را به کمک آن توصيف کنيم. دانشجو در ادامه پرسيد: تاريکى چطور استاد؟ آيا به نظر شما تاريکى هم وجود دارد؟ استاد پاسخ داد: البته که وجود دارد. دانشجو باز گفت: شما بازهم اشتباه مىکنيد استاد. تاريکى نيز چيزى جز فقدان کامل نور و روشنايى نيست. از نظر فيزيکى مىتوان نور و روشنايى را مورد مطالعه قرار داد اما تاريکى را خير. اگر نور را از منشور عبور دهيم، رنگهاى گوناگونى براساس طول موج امواج نورانى از آن خارج مىشود. تاريکى نيز عبارتى است که ما از آن براى توصيف حالت فقدان نور استفاده مىکنيم. در پايان دانشجو از استاد پرسيد: شيطان چطور؟ آيا شيطان هم وجود دارد؟ خود وى ادامه داد: شيطان نيز بر غيبت خداوند در دل انسانها و حالت دورى از عشق، بخشش و ايمان دلالت دارد. عشق و ايمان همانند نور و حرارت هستند. اين دو وجود دارند و فقدان آنها است که شيطان نام گرفته. اين بار نوبت استاد بود که حرفى براى گفتن نداشته باشد. نام اين دانشجو آلبرت اينشتين بود. |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱- روانشناسان میتوانند ذهن دیگران را بخوانند ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آیا فکر میکنید که روانشناسی فقط به درد دانشجویان، استادان و درمانگران میخورد؟ اگر این گونه فکر میکنید بهتر است در آن تجدید نظر کنید زیرا روانشناسی، هم موضوعی نظری و هم کاربردی است و به شیوههای گوناگون میتواند مورد استفاده قرار گیرد. هر چند خواندن مطالب پژوهشی برای افراد عادی نسبتاً سنگین است امّا نتایج این پژوهشها و آزمایشها میتواند کاربرد مهمی در زندگی روزمره داشته باشد. آنچه در زیر آمده است، 10 کاربرد عملی روانشناسی در زندگی روزمره است. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عقل سلیم میگوید که ارتباطات خوب باعث بهبود و تقویت رابطه دوستی و افزایش صمیمیت و اعتماد میگردد. عکس این قضیه هم صادق است. یعنی ارتباطات ضعیف میتواند باعث تضعیف پیوندهای دوستی، ایجاد عدم اعتماد و حتی بیاحترامی نسبت به یکدیگر گردد. آنچه در زیر آمده است، نمونههایی از برخوردها و الگوهای ارتباطی منفی و گاه مخرّب است که میتواند باعث عمیقتر شدن اختلافات در یک رابطه دوستانه گردد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهروز فکر میکرد که زندگیش به پایان راه رسیده است. همه چیز بعد از مرگ مادرش خراب شده بود. پدرش دو شیفت کار میکرد و همیشه عصبی و خسته به نظر میآمد. همیشه صحبتهای او با پدرش به دعوا و مرافعه میکشید. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پیش آمدن اختلاف در روابط با دیگران، تقریباً اجتناب ناپذیر است. اختلاف، به خودی خود مشکلی نیست امّا چگونگی برخورد با آن است که میتواند باعث نزدیکتر کردن دو طرف به یکدیگر و یا جدا شدن آنها از همدیگر شود. ارتباطات ضعیف، اختلاف نظر و سوء تفاهم میتواند منبع خشم و جدایی، و یا تخته پرشی برای یک رابطه قویتر و آیندهای شادتر باشد. به کمک یادگیری مهارتهای ارتباطی میتوان رابطه خود با دیگران را استحکام بیشتری بخشید. دفعه بعد که در ارتباط خود دچار اختلاف و مشکل شدید این توصیهها را به ذهن آورید تا به نتیجه مثبتتری دست یابید: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آخرین باری که یادتان رفت به دوستتان تلفن کنید و یا یادتان رفت کلید ماشینتان را کجا گذاشتید کی بود؟ به احتمال زیاد، خیلی پیش نبوده است. فراموشی یک رویداد متداول و تعجب برانگیز است که گاهی درک چرایی آن مشکل میباشد. ما غالباً در به یاد آوردن مطالب با این پدیده روبرو میشویم که مطمئن هستیم آن مطلب جایی در مغز ما قرار دارد امّا نمیتوانیم آن را بیابیم. دلایل اصلی فراموشی اطلاعات چیست؟ یکی از معروفترین پژوهشگران حافظه به نام سوزان لافتوس، چهار دلیل عمده را در پاسخ به این پرسش بیان کرده است: ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱- بازیابی اطلاعات از حافظه ادامه مطلب |
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نحوه واکنش شما به شرايط و وضعيتهايى که در زندگى برايتان پيش مىآيد، زندگى شما را تغيير خواهد داد. ادامه مطلب |
|||||
|
|||||